۱۳۸۸ آذر ۱۰, سه‌شنبه

توهين به موسوي در يكي از شهرهاي استان گلستان

به گزارش فعالان جنبش سبز عده اي لمپن تحت عنوان بسيج كه بيشتر به كوههاي مجاور شهري به نام گز شرقي در استان گلستان تعلق دارند به همراهي آخوند مرتضوي امام جمعه شهرستان بندرگز در مراسم تحت عنوان يادواره شهداي اين شهر مجسمه اي از مهندس موسوي ساخته و شال سبزي بر گردن آن انداختند وسپس آن را بر زمين انداخته و به همراه خود ميكشيدند گفتني است امام جماعت اين لمپن ها اين عمل قبيح افراد ياد شده را كاري هنرمندانه قلمداد نمود واز آن تمجيد نمود.
گفتني است اين در حالي است كه بسياري از مردم اين استان از حاميان موسوي به شمار ميروند اما به دليل حمايت مادي بي بديل دولت كودتا از اين عده معدود كه اكثرا از شعبان بي مخ هاي منطقه يا لات هاي سرگردنه محسوب مي شوند؛ اين فاجعه اخلاقي شكل گرفته است گفتني سات اين عده تحت عنوان بسيج نقش عمده اي دراعزام به تهران و سركوبي اعتراضات پس از انتخابات در تهران داشته اند.

۱۳۸۸ آبان ۱۰, یکشنبه

Travian to lie / cheat and put the youth in Iran stubs

Perhaps you have heard the name Travian game This game was born in Germany that a game is exciting and interesting Internet among young Iranians, including world and has many fans, but the game experience a year in this category and some friends confess Forum, a point for the slave is Vbsyary friends Integrated Search \ that the main players in different servers Travian Travian owners that are under your personal name Afshin work. However, this fact itself more time to that individual Soheil the server timeout to 2 with displacement place against the alliance could one of many invading forces from the foot turns. This course, losing even to complain to the mother server in the site was pulled. And dignity of this issue so that the collection won were forced to set when one of Travian has created more than 100 ten and went to Lou for this topic silence and non-members in Germany quickly report number 10 gold among the members free of charge for the server and so-called hush money distributed error compensation. Unfortunately now the fraud of Travian Ahaly shape being wide is tricky to detect this game 5 and 4 servers can see when the players Bsyazy the boarding activities and even use their gold have only been able 4 villages in two or finally 4 Server to create some of the server or the server 10 villages have started despite nearly 5 October-7 alliance people are - but how this situation is possible / corner some of the tricks this population: 1 - simultaneously making more than 50 or even 100 villages Vbhrh imaging to enhance the main ten - point: the fact that they are the pastors of the flock that making them public is not / but if someone two or three additional villages to create the next long as the bete noire of them will be arrested when they could sufficiently surpasses him if he can make free Shqshan kill time so بيچاره & after the looting to make the game Ataee Lqaysh forgive. 2 - delete players under strong game titles for the videos or Not getting respect in the trade balance 3 - No proper reply as very ridiculous that the issue of late, write or it is pending or village that created Chnmd tell you what I say Have my dad even ten additional do not believe they called - of course do this All buy ready - so that this work for the duration of detention Hryfshan provide further weakening These are only parts of that fraud is widespread in Travian is performed Vbsyary young mister Laf and throughout the game are cheating. It is recommended: do the best work on foot and leave the game and addiction nonsense Akanttan to delete - because the way public funds are not getting anywhere because members Travian Find out in any way to the non-Luo alliance in your way do not only with several alliance partner for demagoguery are / are trying to do in other parts of some other Tips in this group I mentioned to you

دروغي به نام تراوين/تقلب و سركار گذاشتن جوانان در ايران

شايد شما نام بازي تراوين را شنيده ايد اين بازي كه درآلمان متولد شده يك بازي مهيج و جالب اينترنتي است كه در بين جوانان جهان و منجمله ايراني ها طرفداران بسياري دارد ؛ اما تجربه حدود يك سال بازي در اين مجموعه و اعتراف بعضي از دوستان تراويني، يك نكته را براي بنده وبسياري از دوستان بازگشوده است \ اينكه بازيكنان اصلي در سرورهاي مختلف تراوين صاحبان خود تراوين هستند كه زير نظر شخصي به نام افشين كار ميكنند.
البته اين واقعيت زماني بيشتر خودش را نشان داد كه فردي به نام سهيل در سرور 2 با جابه جا كردن تايم مبارزه خود با يكي از اتحادها توانست بسياري از نيروهاي مهاجم را از پا درآورد. و البته اين موضوع حتي تا شكايت بازنده به مادر سرور سايت در آلمان هم كشيده شد.و اين موضوع چنان آبروي اين مجموعه را برد كه مجبور شدند زماني كه يكي از مجموعه خود تراوين بيش از 100 ده ايجاد كرده بود و اين موضوع لو رفت براي ساكت كردن اعضا و عدم گزارش به آلمان سريع 10 عدد طلا را به صورت رايگان بين اعضاي سرور براي حق السكوت و به اصطلاح جبران اشتباه توزيع كردند.
و متاسفانه هم اكنون تقلب از سمت اهالي تراوين شكل گسترده اي به خود گرفته است؛ براي شناسايي متقلبان اين بازي ميتوانيد به سرورهاي 5 و 4 مراجعه كنيد در شرايطي كه بسيازي بازيكنان با توجه به فعاليت شبانه روزي و حتي استفاده از طلاي خود تنها توانسته اند دو يا نهايتا 4دهكده در سرور 4 ايجاد كنند برخي در اين سرور بيش از10دهكده دارند يا در سرور 5 به رغم شروع تقريبا از مهرماه افراد 7دهكدهاي وجود دارند- اما اين وضعيت چگونه امكان پذير است /گوشه هايي از ترفندهاي اين جمعيت :
1- درست كردن همزمان بيش از 50 يا حتي 100روستا وبهره برداري از آن براي تقويت ده اصلي -نكته : با توجه به اينكه آنان خود شبان اين گله اند پس هيچ گيري متوجه آنان نيست /اما اگر كسي دو يا سه دهكده اضافي ايجاد كند بعد از مدتي كه موي دماغ آنان شد بازداشت مي شود وقتي آنان توانستند به اندازه كافي از وي پيشي بگيرند وي را اگر عشقشان بكشد آزاد ميكنند وبعد هم آنقدر بيچاره را غارت ميكنند تا عطاي بازي را به لقايش ببخشد.
2- حذف بازيكنان قوي تحت عناوين تقلب در بازي يا رعايت نكردن تعادل در مبادله كالا
3- عدم پاسخ گويي مناسب تحت عنوان هاي بسيار مضحك از جمله اينكه موضوع را بنويسد يا اينكه دئر حال بررسي است يا اينكه بگوييد چنمد دهكده ايجاد كردهايد حالا شما هر چه بگوييد بابا من اصلا ده اضافي ندارم به اصطلاح باور نمي كنند -البته با اينكار زمان ميخرند- تا بتوانند با اين كار طول مدت بازداشت را براي تضعيف بيشتر حريفشان فراهم سازند
اينها تنها بخش هايي از تقلب هاي گسترده است است كه در تراوين انجام ميگيرد وبسياري از جوانان علاف و سركار اين بازي سراسر تقلب هستند . توصيه ميشود : بهترين كار را انجام دهيد و پا روي اعتياد مزخرف اين بازي بگذاريد و اكانتتان را حذف كنيد - چون به هيچ وجه راه به جايي نمي بريد چون اعضاي تراوين به هيچ وجه با توجه به عدم لو رفتن خود شما را در اتحاد خود راه نمي دهند و فقط براي عوامفريبي با چند اتحاد شريك مي شوند/ سعي مي كنم در بخش هاي ديگر برخي ديگر از شگردهاي اين گروه را برايتان ذكر كنم

۱۳۸۸ آبان ۴, دوشنبه

توزيع ويژه نامه روزنامه جوان باتغيير جلد با عنوان ترور حقيقت در استانداري هاي كشور(باعكس جلد)


از هفته اخير به طور گسترده ويژه نامه روزنامه جوان متعلق به ارگان سپاه با عنوان "تررور حقيقت " وبا عنوان موضوع بررسي حقوقي-سياسي شبهات مطرح شده درباره انتخابات 23 خرداد و بازخواني پرونده اعتشاشات در استانداري ها و دستگاههاي اجرايي كشور توزيع شد.در اين ويژه نامه كه به درستي نام ترور حقيقت بر آن نهاده اند به طور مفصل به ترور حقيقتها و واقعيت هاي انتخاباتي حمله ور شده و همه را ناكار كرده و به زعم چند نويسنده خودفروش و پوپوليست سپاهي اصل اعتراضات به تقلب هاي اساسي در انتخابات را زير سوال برده است.در بخشي از اين ويژه نامه درژاسخ به يكي از شبهات انتخاباتي در زمينه مداخله نظاميان در انتخابات آن را دروغي بزرگ ناميده ومنكر شده است؛ حالا از شما ميپرسم چگونه است كه ويژه نامه روزنامه اي كه متعلق به سپاه است در اين دستگاهها توزيع مي شود.در عين حال اين كتاب موهن -و سرتاپا دروغ دهن كجي بزرگي به ملت ايران و خواسته مشروع آنان و حمايت كوركورانه از كودتاچي ها است .تصوير كتاب را ديرتر ميفرستم اما عكس كتاب با جلد ويژه نامه جوان را ببينيد.

۱۳۸۸ مهر ۲۹, چهارشنبه

خدايا يعني ما افغانستان هم نمي شيم - زنداني بزرگ به نام ايران

خيلي درناكه خيلي خيلي - يه روزي به حال افغاني ها اظهار تاسف ميكرديم و از اونا هرجور بيگاري و كار مي كشيدم -اما حالا كار به جايي رسيده كه اونا دارند به كشور ما درس دموكراسي مي دهند -درسته به رغم پيام بي ريخت ا.ن پررو به كرزاي دولتمردان و ناظران صادق انتخاباتي در افغانستان با پيگيري جدي مطالبات ملت افغان اونها را به حقشون رسوندن و ضمن كشف تخلفات انتخاباتي ، انتخابات را به مرحله دوم كشاند.
حالا بيشتر حالت به هم ميخوره وقتي تحليل صدا وسيما ضرغامي رو گوش ميدي كه ميخواد بگه اين كار با فشار انگليسي و آمريكايي ها بوده.
خدايا مرامتو شكر- البته دينا هم به افغانستان احسنت گفت - به دليل مرام دموكراسي در آن - حالا كشور ما اگه فقط بگي تقلب شده مي كشنت -خدايا ما كجا داريم زندگي ميكنيم -بله زنداني بزرگ به نام ايران

حواله خودروي رايگان پس از مديران خائن به كارشناسان خائن در استانداريها نيز رسيد

خبر رسيده در تمامي استانداري هاي كشور به مديران و حتي كارشناسان وابسته و خائن به آراي ملت در تسادهاي انتخاباتي مستقر در استانداري ها حواله مجاني خودرو داده شده است.
بر اساس اين خبر نه به تمام كارشناسان انتخابات در استان بلكه تنها به خودفروش هاي خائن حواله يه ماشين 7 ميليوني و مديران و فرمانداران هم علاوه بر لب تاپ مجاني و پاداش معمول و ميليوني انتخاباتي هم حواله مجاني ماشين 15 ميليوني و معاونين استاندار حواله رايگان ماشين 25 ميليوني و در حساب استانداران هم مبلغي چند برابر مبلغ ياد شده واريزشده است .
بر اساس اين منبع موثق در وزارت كشور و برخي استانداري ها اين پاداش خوشخدمتي شامل كساني نمي شود كه محرم نيستند حتي اگر در اين بخش ها كار كنند.
گفتني است با تكميل گزارش به زودي اسامي اين خودفروشها و خائنان به مملكت براي پس دادن تقاص خيانت به آرا و شرف ملت ايران سايت بالاترين قرار ميگيرد.
ستاد پيگيري خيانت به آراي ملت

دكتر حسني در همايش نقش معنويت دركاهش اثرات بلاياي طبيعي در گرگان:غربي ها مرفه هستند ولي خوشبخت نيستند

اين به اصطلاح دكتر در همايش نقش معنويت در كاهش اثرات بلاياي طبيعي در گرگان گفته كه بنده هشت سال در اروپا زندگي كردم (حالا چه غلطي علاوه بر درس خوندن ميكرده بماند) اما پس از اين مدت (احتمالا حال و حول)متوجه شدم كه اروپايي ها تنها راحت هستند و مرفه زندگي ميكنند اما خوشبخت نيستنئد.
معيار اين آقا احتمالا رادارهاي هواشناسي كشور بودند كه هرچي ميگن برعكسش اتفاق مي افته /جالب اينكه در جلسه جمعي آخوند و مديران گوگيج گلستاني نشسته بودند اين آقا با ژستي روشنفكرانه مدعي شد كه غرب را ولش بچسبين ايرانو- حالا واسه چي احتمالا واسه كهريزكش شايدم واسه بندهاي مخفي اوينش - احتمالم مي دم منظور واسه رئيس جمهوري كه راي نيم آره اما رئيس جمهور مي شه - بگذريم اميدوارم جالب بوده باشه/آخ فرامشو كردم واسه اين كه تو اريان رفاه و خوشبختي باهم پيدا مي شه

۱۳۸۸ مهر ۲۸, سه‌شنبه

نظر شما درباره اين پنج نگرش چيست با كدام يك موافق هستيد

چندي پيش مطلبي را به عنوان" توهين به ارزش هاي ديني در بالاترين در حال مد شدن است" http://sabzdarsabz88.blogspot.com/2009/10/blog-post_15.html نگاشته شد شايد جالب ترين بخش اين مطلب كامنت هاي جالب و حتي توهين آميزي بود كه دوستان و خاطبان ذكر كردند در عين حال من با توجه به تمامي مطلب به نتيجه رسيدم كه مطالب نظرات حاوي نگرش چند دسته نسبت به موضوع دين و حكومت است حال شما با مطالعه اين چند دسته نظر خود را ابراز نماييد:
1- عده اي كه معتقد به دين و مذهب و دخالت اون در تمامي عرصه هاي سياسي هستند
2- عده اي كه به دين معتقد هستند اما به عنوان يك اعتقاد شخصي اما معتقد هستند كه دين نبايد در زندگي سياسي اونها دخالتي داشته باشه.
3- عده اي كه به طور كامل مخالف حضور دين چه در حوزه اجتماع و چه سياست هستند و البته به رغم نگاه بدبينانه نسبت به دين افراد را با گرايش ديني همچون ديگر اعضاي جامعه مي پذيرند.
4- در اين دسته افرادي را ملاحظه ميكنيم كه علاوه بر مخالفت كامل با دين و مخالفت شديد با دخالت آن حتي در دايره زندگي شخصي سعي ميكنند تقصير هرچه عقب ماندگي فرهنگي اجتماعي و حتي اقتصادي خود را به گردن دين بيندازند ، اين مجموعه با توجه به عدم پايبندي به احترام متقابل به هر شكل ممكن حتي با توهين، فحش و افترا سعي ميكنند به ديگران بقبولانند كه درست فكر ميكنند و پشيزي احترام وحق نيز براي منتقدان خود قايل نيستند. نمونه اين دوستان را ميتوان در حكومت هايي يافت كه به اسم دين ستيزي معتقدان به خدا و يگانه پرستي را در تمامي اعصار مورد اذيت و حتي حمله قرار داده اند و كشته اند البته در نوع انگيزه اين افراد نيز دلايل بسياري وجود دارد برخي براي اينكه منافع ديگرشان مورد تهديد قرار ميگيرد و برخي نيز به اين خاطر كه تصور ميكنند دين جامعه را به تباهي مي كشاند.
5- در مقابل افراد بالا افرادي نيز كاملا ديني و سنتي حضور دارند كه آنان نيز معتقد هستند هر بي دين و حتي اهل كتاب و كمي فراتر هر كسي كه با عقايد آنان مخالف است بايد از ميان برداشته شوند اين افراد به ظاهر دين توجه ميكنند و توجيه شان اين است كه آنان دين را بهتر درك ميكنند و با توجه به اين موضوع فتواي خويش را صادر ميكنند- آنان با توجه به اين آموزه ها و معلمان ديني خود حتي كشتن و تجاوز به بي گناهان را عين ثواب ميدانند و اعتقاد دارند كه نماينده خدا بر زمين هستند - اينان متحجريني هستند كه اعتقادشان بر اخلاقشان فايق آمده و در انديشه هاي افراطي ديني غوطه ور شده اند.
حال شما تصور ميكنيد كدام يك از اين انديشه ها پاسخگوي جامعه ذهني شماست و ميتواند مورد پذيرشتان قرار گيرد.

۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه

اعطاي حواله خودروي رايگان به خائنان آراي ملت مديران

از منابع موثق وزارت كشور و تماس با برخي از نيروهاي موثق استانداري ها مشخص شد در دو هفته اخير به مديران برگزار كننده انتخابات در استانداري هاي كشورعلاوه بر پادشاهاي معمول كه البته مبالغش نيز چند برابر گذشته بوده است؛ حواله يك خودرو 15 ميليوني نيز اعطا شده است تا ضمن قدرداني از اين خائنان به ناموس و آراي ملت براي تقلب گسترده در انتخبات بعدي (البته اگر انتخاباتي باشد و ملت فرصت حيات به آنان بدهند)نيز دلگرم باشند.
اين هديه گرانبها و مجاني در عين حال به اين نيروها اعطا شد تا به قول خود كودتاچي ها خيانت به آراي ملت قيمت گذاري شود و خائنان كمتر عدلب وجدان داشته باشند(البته اگر وجداني باشد) اين افراد كه با اين هديه نشان دادند از چه تخم و تركه حرام خواري به عمل آمده اند در كنار ديگر پادشهاي انتخاباتي اكنون صاحب يك خودروي رايگان مي شوند كه با توجه به اينكه اكثر اين حرام خوارها ماشين شخصي دارند آن را خواهند فروخت و اين پول نجس را به حلقوم زن وبچه ها شان خواهند ريخت /
پيشنهاد ميكنم دوستان در استانها ؛ مديران كل انتخابات هر استان را با مشخصات در سايت قرار دهند تا ملت بيش از پيش با اين خائنان آشنا شوند/البته معاونان سياسي استانداران نيز به عنوان عاملين اصلي اين خيانت ملي در استانها نيز در سايت گنجانده شوند تا به عنوان خائنان به آراي ملت و همدستي با كودتاچي ها با عكس در بالاترين به مردم معرفي شوند\ تا ملت بيش از پيش با اين خيانتكاران آشنا شود و به شكل مدني حالشان را جا بياورند.

۱۳۸۸ مهر ۲۳, پنجشنبه

چرا تيترهاي بي ارزش داغ مي شوند

كافي است كه هذيان بگويي يا تخيلي كودكانه را ذكر كني و يا همانند روزهاي اخير به دين و اعتقادات مردم توهين كني \ شك نكنيد مطلب شما به عنوان لينك داغ و پربيننده معرفي مي شود؛بالاخره هستند عزيزاني كه به محتوا راي نميدهند -‌ نه توجهي نه دقتي - بدتر از آن اين است كه شما ميتوانيد هر مطلب هرزه و نادرستي را در اين باكس خود ذكر كنيد اما از سويي ديگر اگر مطلب وزيني از شما آدرسي از سايت نداشت يا لينك نشد سه هفته ممنوع الورود مي شوي- ان رويه رويه ناقصي است كه متاسفانه در بالاترين همچنان رواج مي يابد .نمونه اش اين تيتر(یک سوال: ایا این کاری که من کردم باعث عقیم شدنم می گردد؟ (۱۱۸ امتیاز ) ) آخه اين چه مطلب مزخرفي است كه امتياز ميگيرد دوستان با امتياز به اين مطلب به شعور جامعه ايراني توهين ميكنيد- باور كنيد ايراني اينقدر هم لمپن و سرخوش نيست/خواهش ميكنم بيشتنر دقت كنيد و بعد امتياز بدهيد-همين

رنگ سبز بلاي جان حكومتي ها !

حذف رنگ سبز ممكن نيست آنهم در كشوري كه نشانه سيادت و اردادتش به اهل بيت سبز است. اينروزها اگر همايش و برنامه اي دولتي را بخواهند اجرا كنند اولين توصيه جدي حكومتي ها به برگزار كنندگان همايش اين است ، تا حد ممكن از استفاده واضح رنگ سبز استفاده نشود همچنين سعي شود از رنگ هاي فيروزه اي به جاي اين رنگ استفاده شود ؛ بي شك نماد سبز و رنگ زيباي آن بلاي جان حكومتي شده كه بارها از نماد سبز به عنوان يك نماد مذهبي به شدت بهره برده است حال سوال اين است مگر ميتوان از رنگ سبزي كه اينقدر در جامعه سنتي ايران ريشه دوانده است گذشت به راستي سادات در روز عيد غدير خم به جاي رنگ سبز از چه رنگي مي تواند استفاده كنند .

انتقاد به افزايش توهين به اعتقادات ديني در بالاترين

متاسفانه چندي شاهد هستيم كه دوستاني با عناوين مختلف به ائمه اطهار و حضرت رسول (ص) توهين ميكنند ، بي شك اين حق ماست در مورد موضوعات ديني و مذهبي سوالاتي منطقي را طرح كنيم اما پرداختن توهين آميز و متاسفانه بي شرمانه به موضوعاتي بي ارزش و شبه افكن به ويژه در مورد خود شخصيت حضرت رسول (ص) و ديگر موضوعات ديني تنها از ارزش و اعتبار بالاترين مي كاهد و اين حربه را دست دشمنان بالاترين ميدهد كه اين سايت را سايتي ضد ديني و غير دموكراتيك معرفي كنند.
بي شك در دنياي مدرن غرب هم براي احترام به عقايد و اعتقادات افراد و اديان خط قرمز و.جود دارد پس ذكر اين مطلب كه اين توهين ها به دليل وجود دموكراسي است اصلا عقلاني است .بي شك جنبش سبز كه خواسته اش نيز برآمده از فرهنگ اصيل كرامت انساني است بايد به عنوان الگوي همه دوستان مورد توجه قرار گيرد \ جنبشي كه به عقايد همه احترام ميگذارد و براي نهادينه شدن جامعه اي دموكراتيك بدون توجه به نوع نژاد ومذهب بااحترام متقابل به انسان، عقايدوي را اصل برمي شمرد.
بي شك پرداختن به موضوعاتي سخيف در حوزه دين تنها اين جنبش را از خواسته اصلي خود دور مي سازد و بخش عمده اي از مردم را از اين جنبش دور مي سازد.

بعد از دستگيري عزراييل؛وي به توطئه براي قتل رهبري اعتراف كرد:ببخشيد اغفال شدم

پس از ذستگيري عزراييل توسط برادران هميشه در صحنه سپاه وي به كهريزك منتقل شد تا مورد بازجويي قرار گيرد؛ بازجوي بسيار با رافت عزرائيل خبر داد كه اين اعتشاشگر اعتراف كرده اغفال شده و به تحريك منافقان و عوامل استكبار جهاني به ويژه تحريك شبكه voa و بي بي سي قصد داشت رهبر معظم انقلاب را ناكار كند كه با هوشياري به موقع بسيجيان هميشه برصحنه در انجام ماموريت خود ناكام مانده است .
قرار است با توجه به اعترافات صريح ملك الموت وي وبلاگ خود را نيز آپديت كند تا در آن ضمن اظهار شرمندگي از همدستي خود با بيگانگان پرده بردارد.

۱۳۸۸ مهر ۲, پنجشنبه

بی بی سی :خنده وتمسخرخبرنگاران و نمایندگان برخی کشورها به دروغ های ان در زمینه انتخابات

چند لحظه خبرنگار بی بی سی مستقر در سازمان ملل به حاشیه هایی از سخنرانی احمدی نژاد اشاره کرد که بیان آنها چیزی جز بی آبرویی برای این آقایان حاکم و کودتاگر نیست ؛ وی گزارش کرد زمانی که احمدی نژاد در سخنرانی خود به نتیجه انتخابات و آنچه وی رای قطع ملت ایران به وی نامید اشاره کرد اکثر خبرنگاران حاضر در جلسه و برخی از نمایندگان حاضردر جلسه شروع به خنده وتمسخر ان کردند ،همچنین گفته می شود که تقریبا تمامی دولتهای اروپایی، آمریکایی و حتی دیگر دول که نازلترین اعضای خود را در جلسه مستقر کرده بودند نیز پس از بو پراکنی ان جلسه را در ترک کردند تاوی بماند و چند کشور فقیر و مواجب بگیر.

۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

بیاانیه احتمالی مجلس فرمایشی خبرگان

با تشکر از رهنمودها و توصیه های پدرانه رهبر مسلمین جهان به ویژه در عید سعید فطر که اعتراف متهمان درباره دیگران را که اکثرا در این مجلس حضور دارند را غیر مقبول دانسته اند؛ این مجلس سرتا پا تقصیر؛ پا تا به سر ،گوش به فرمان معظم له است و آماده اعطای جان ناقابل خود در راه ایشان و اهل بیتشان می باشد.
ما خبرگان بار دیگرضمن بیعت با آرمانهای بلند انقلاب و مقام معظم رهبری وظیفه ای نداریم جز اینکه خدای نکرده اتفاقی برای رهبر معظم بیفتد تا بنشینیم و آقای هاشمی یکی دیگر را انتخاب کند و با خاطره و حدیثی جعلی ایشان را به ملت قالب کند و البته قویا مابقی وظایف موجود در قانون اساسی و خبرگان را از جمله نظارت بر امور رهبری را ضد ولایت فقیه دانسته و اعلام میکنیم این انحرافات در قانون اساسی را باید اصلاح کرد.
جانمان فدای رهبر- بی شک این اعلامیه ولایت مدار مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی و جریانات ضد انقلاب است.
همچنین به اوبامای بی پدر هم اعلام میکنیم که تو سگ کی هستی که به رهبر جهان اسلام نامه می دی، حیف نان.
همچنین این مجلس هرگونه تهمت به فرزندان مقامات عالیه کشور را بر خلاف نص صریح قانون اساسی می داند اما از انتقادات سالم استقبال میکند و اعتراضات اخیر را نیز قانونی نمی داند و معتقد است که اعتراضات باید در مجاری قانونی(البته چون فعلا مجاری اصلا وجود ندارد پس خفه) انجام گیرد.همچنین ضمن دلجویی از مراجع عظام از این بزرگواران میخواهیم که زیاد جوش نزنند چون اصل نظام از هرچه قتل وغارت و تجاوز مهمتر است .پس لطفا ساکت.از آقای کروبی نیز تقاضا می شود تا مدارک تجاوز را به عده ای از دلسوزان نظام درمجلس خبرگان ارایه دهد تا بتوانیم یک بار دیگر ضمن خودشیرینی وافی ؛ کذب بودن ادعاهای ایشان را اعلام و صورت مئله را پاک نماییم.
مجلس فرمایشی خبرگان شهریور88

۱۳۸۸ شهریور ۳۰, دوشنبه

تفاوت مهم نهضت 57 و نهضت سبز88

مهمترین تفاوت این دو جنبش و نهضت انقلابی وتحولخواه در آن است که در انقلاب 57 ملت انقلاب کرد اما نمی دانست چرا! و البته دارای شعور ودرایت سیاسی اندکی بود و توسط دیگران به راه می افتاد در حالی که در نهضت سبز مردم میدانند که چه میخواهند وعلاوه بر اینکه خودشان مسیر را به پیش می برند وحتی رهبران جنبش را در مسیر تحول و حق خواهی به پیش برده و تقویت میکنند./

۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

برداران و خواهران ینگه دنیا اکنون نوبت شماست

وقتی به سایت های اینترنتی میروی اکثر هموطنانی که در خارج هستند تندتر از آنهایی که در وطن هستند نسبت به وضع موجود انتقاد دارند والبته حق دارند چون راحت هستند و با خیال راحت هرچه دل تنگشان میخواهد میگویند هرچند دل آنها هم همراه ملت است و همدرد مردمی هستند که این روزها در حال رنج کشیدن هستند اما برادران وخواهران آن سوی مرزها این بار دیگر نوبت شماست با تشکیل یک جمع میلیونی در نیویورک آمریکا و دنیا را متوجه نفرت ملت و خواسته ملت از دولتی نمایید که هم اکنون بر سرکار هست ا.ن به زودی مهمان شماست پس خوب از او پذیرایی کنید.

۱۳۸۸ شهریور ۱۹, پنجشنبه

آقای بهشتی؛ پدرت یک ملت بود و تو نیز تو فرزند راستین ملتی

زمانی که آیت ا... خمینی پس از واقعه خونین هفت تیر و کشته شدن شهید بهشتی ؛ وی را یک ملت نامید کسی واقعا از ابعاد شخصیتی دکتر بهشتی آنچنان نچشیده بود ؛ وی روحانی روشنفکری بود که علم آکادمیک را نیز در بالاترین سطوح خود تحصیل کرد و مثل دیگر آخوندهای بیسوادی نبود که یکشبه به مناصب بالا می رسند ؛ اکنون فرزند فردی که به گفته رهبر انقلاب 57 یک ملت بود دستگیر شده است؛ جوانی که برای ملت ایران فرزندی است که شجاعت و مقاومت پدرش در مقابل استبداد بی بدیل بوداکنون فرزند این شهید در برابر دروغ , ریا و تزویر و کودتا ایستاده است و با تمامی وجود از حق رای و آزادی ملت دفاع میکند ؛ و البته از فرزند بهشتی مظلوم بیش از این نیز انتظار نمی رود.اکنون این سوال پیش می آید که چگونه می شود فرزند یکی از نمادهای انقلاب 57 به زندان رهسپار می شود او که حداقل اگر وامدار پدرش نیز باشد بزرگترین حامی نظام است ؛ پاسخ این سوال روشن است همانان که پدر وی را کشته اند هم اکنون سکان حکومت را در دست گرفته اند و دارند از امثال بهشتی ها انتقام میگیرند.پس باید هوشیار بود بی شک بزرگان سبزی امثال بهشتی و همه بازداشتی و حتی شهدای وقایع اخیر چشمشان را به ما دوخته اند آنان نمی خواهند ملت پااز معرکه بیرون کشد بلکه به قول سید عزیز ملت؛ رئیس جمهور محبوب موسوی باید با شرکت در تجمعات قانوین اعتراضات خود را نشان دهیم وآرام وقرار از آنان بگیریم ؛ اکنون بهترین هدف برای این موضوع روز قدس است پس قدس آماده باش که ما داریم می آییم.

۱۳۸۸ شهریور ۱۸, چهارشنبه

آنان ماندنی نیستند چون ظالمند

حضرت رسول اکرم (ص)می فرمایند:الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم حکومت با کفر باقی می ماند اما با ظلم باقی نمی ماند/ این حدیث تکلیف این حکومت را روشن می سازد آنان ماندنی نیستند ؛ آنهم زمانی که ملت در مقابلشان ایستاده است.

۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

دانلودكل مصاحبه صدای آمریکا با استاد شجریان ( در برنامه دو روز اول) در يك سرور

لینک اصلی دانلود مصاحبه صدای آمریکا با استاد شجریان ( در برنامه دو روز اول) دانلود۵۶Kدانلود۲۵۶K

برای دانلود کردن ماوس را بر روی برنامه مورد نظر قرار داده و دگمه راست را زده و با گزينش Save Target as بر روی کامپيوتر خود ذخيره کنيد
56 كيفيت
دانلود مصاحبه کامل استاد شجریان با شبکه تلویزیونی VOA

به دنبال کنسرتهای دور اروپای استاد شجریان ، استاد مسلم آواز ایران که هم اکنون (17.05.1388) در آلمان به سر میبرند شب گذشته مصاحبه ای را با شبکه VOA (صدای آمریکا) ترتیب دادند در این مصاحبه که با اجرای بیژن فرهودی انجام میشد سوالات بسیار زیادی از استاد شجریان در زمینه های مختلفی پرسیده شد و مردم علاقه مند استاد بزرگ ایران که پس از 14 سال انتظار در یک مصاحبه زنده تلویزیونی ایشان را میدیدند سر از پا نمی شناختند و علاقه مندان بسیاری این مصاحبه را دنبال کردند اما متاسفانه برخی از دوستان نظیر بنده این مصاحبه را از دست داده اند که در این مطلب دنیای دانلود ، قصد داریم این مصاحبه را برای دانلود شما عزیزان آماده کنیم. در این مصاحبه که با تصنیف فریاد از آلبوم فریاد آغاز میشود در ابتدا استاد درباره کارهای جدید خود با گروه شهناز و کنسرتهای اخیر ایشان با این گروه و حضور مژگان شجریان و چگونگی تشکیل این گروه با همت ایشان و استاد مجید درخشانی صحبتهایی را میکنند در ادامه ایشان درباره پروژه باغ هنر بم صحبتهایی را ایراد کردند و همچنین در رابطه با آلبوم جدید خود یعنی "رندان مست" صحبتهایی را انجام دادند و در ادامه نیز در رابطه با حوادث اخیر کشور و آهنگ "زبان آتش و آهن" صحبت شد و همچنین مصاحبه ی تلفنی با آقای "محمدحسین آغاسی" وکیل استاد شجریان در تهران ترتیب داده اند که در اینجا بنده فقط به همین مقدار بسنده میکنم و شیرین تر است که خود این مصاحبه تلویزیونی را تماشا نمائید.این کنسرت با کیفیت 320x240 و در 6 تکه از سایت Youtube دانلود شده با فرمت FLV آماده شده است این مصاحبه اولین بار توسط سایت دنیای دانلود آماده سازی شده است و هرگونه کپی برداری از این مطلب فقط با ذکر منبع مجاز میباشد همچنین شما میتوانید این مصاحبه را به صورت جزء به جزء و با کیفیتی کمتر از این تاپیک در انجمنهای دنیای دانلود دریافت نمائید.نکته مهم : لازم به ذکر است که در صورت بروز مشکلات احتمالی(فشار بیش از حد بر روی سرور سایت)لینکهای مستقیم پس از دو (2) روز از روی سایت برداشته خواهد شد ولی همچنان فایلها بر روی سرور قرار خواهند داشت تا کسانی که از قابلیت ریزوم استفاده میکنند مشکلی برایشان پیش نیاید.توجه : دوستانی که امکان دانلود از سرور رپیدشیر را دارند از لینکهای این سرور استفاده نمایند تا سرحد امکان لینکهای مستقیم به دلیل فشار بیش از حد بر روی سرور سایت از روی سایت برداشته نشوند و دوستان با سرعت پایین نیز امکان دانلود این ویدئو را داشته باشند (با تشکر قبلی از همکاری شما)دانلود پارت اول / دانلود پارت دومدانلود از سرور رپیدشیر پارت اول / دانلود از سرور رپیدشیر پارت دومحجم : 88.8 مگا بایت

۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

ويديوي كامل مصاحبه استاد شجريان با صداي آمريكا

ويديوي كامل مصاحبه استاد شجريان با صداي آمريكا
تاريخ پانرده شهريور 1388
قسمت اول

جهت نمايش ويدئو در يوتوب اينجا كليك كنيد.
جهت نمايش بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
جهت دانلود مستقيم و بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
لينك دانلود مستقيم تنها تا ساعاتي پس از انتشار فعال خواهد ماند
جهت دانلود برنامه پخش ويدئوهاي دانلود شده اينجا كليك نماييد.
قسمت دوم

جهت نمايش ويدئو در يوتوب اينجا كليك كنيد.
جهت نمايش بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
جهت دانلود مستقيم و بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
لينك دانلود مستقيم تنها تا ساعاتي پس از انتشار فعال خواهد ماند
جهت دانلود برنامه پخش ويدئوهاي دانلود شده اينجا كليك نماييد.
قسمت سوم

جهت نمايش ويدئو در يوتوب اينجا كليك كنيد.
جهت نمايش بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
جهت دانلود مستقيم و بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
لينك دانلود مستقيم تنها تا ساعاتي پس از انتشار فعال خواهد ماند
جهت دانلود برنامه پخش ويدئوهاي دانلود شده اينجا كليك نماييد.
قسمت چهارم

جهت نمايش ويدئو در يوتوب اينجا كليك كنيد.
جهت نمايش بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
جهت دانلود مستقيم و بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
لينك دانلود مستقيم تنها تا ساعاتي پس از انتشار فعال خواهد ماند
جهت دانلود برنامه پخش ويدئوهاي دانلود شده اينجا كليك نماييد.
قسمت پنجم

جهت نمايش ويدئو در يوتوب اينجا كليك كنيد.
جهت نمايش بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
جهت دانلود مستقيم و بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
لينك دانلود مستقيم تنها تا ساعاتي پس از انتشار فعال خواهد ماند
جهت دانلود برنامه پخش ويدئوهاي دانلود شده اينجا كليك نماييد.
قسمت ششم

جهت نمايش ويدئو در يوتوب اينجا كليك كنيد.
جهت نمايش بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
جهت دانلود مستقيم و بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
لينك دانلود مستقيم تنها تا ساعاتي پس از انتشار فعال خواهد ماند
جهت دانلود برنامه پخش ويدئوهاي دانلود شده اينجا كليك نماييد

استاد شجريان دست مريزاد


وقتي تو را ديدم و لبان آغشته به نازت، چه آسان در دل عاشقانه ملت دوباره جا كردي؛ تو كه مظهر همه سالها ترنم سنت پيشينيانم بودي؛ و به راستي زيبنده است بر قامت رعنا و دل طپنده ات نام استاد./
استاد ديشب از سبز گفتي و از همراهي با مردمي كه خود را خاك پايشان دانستي؛ از ساز مخالف گفتي و از سالها دل نگراني براي هنر ايران زمين ؛ از مردم گفتي ؛ نه مردمي كه چشم بسته تابع و انقياد بردارند؛ بلكه از خس و خاشكاي گفتي كه همچون شما در مسير هاي سبز حق طلبي از حقي سخن مي گفتند كه از آنان سلب شده ؛ و از ترانه ات گفتي كه در آن مهردل در پاسخ تفنگ عصيانگر؛ بيانگرشورمتمدن ترين مردان آريايي است.
اين سومين متن من است در بيان آنچه دوش اتفاق افتاد؛ اما اعتراف مي كنم كلام نمي تواند سپاسگزار مردي باشد كه در اوج هنر متواضعانه اما ژرغرور از آزادي و حق طلبي ملت گفت استاد دست مريزاد< دست مريزاد. گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد ناپدید هیچ راهی نیست کانرا نیست پایان غم مخور تفنگت را بگذار-شجريان
شجریان زبان آتشنام آهنگکیفیت 128کیفیت64Zabane Atashدانلوددانلود

قدرشناسی ملت ایران: ازدحام برای خرید کاست جدید شجریان ونایاب شدن کاست

ملت ایران در گامی قدرشناسانه نسبت به استاد اصیل موسیقی و اخلاق استاد شحریان با هجوم به فروشگاهها 20 هزار تیراژ سی دی اورجینال آلبوم جدید استاد را خریداری کردند تا این کاست نایاب شود البته استاد با تشکر از ملت قول داد که تیراژ اورجینال در مقیاس وسیعتری تولید شود

امشب باور ت کردیم ؛ هنرمند تویی نه این کاسه لیسان

استاد شجریان ؛ عزیز دل ملت ایران , امشب من نه تنها بلکه همه ایرانیان وطن دوست با دیدن چهره متین و موقر شما در رسانه صدای آمریکا که متاسفانه به حق تنها صدای ملت ایران است ومانند رسانه ای چون بی بی سی نیست که گردانندگانش مصلحت را برتر از حقیقت میدانند ، استاد عزیز ، شجریان بزرگ ؛ اینبار هم با کلامت درخشیدی همچون گذشته خوش درخشیدی، استاد ای کاش بودم و دستها و حنجره پاکت را می بوسیدم و بر این همه شهامت دو صد آفرین گفتن هرچند هموطنانم چه به شکل تلفنی و چه حضوری و چه ایمیل آنچه در دل ملت بود را بیان کردند.بی شک حضور شما در این رسانه و شکوه از سی سال جفایی که بر هنر ایران زمین رفت وخروش از کج اندیشی دشنه بدستان و سرمستان قدرت جان تازه ای در جنبش سبز دمید ؛ نه من بلکه همه این امواج سبز معتقد هستند تاثیری که شما با کلامتان بر این حنبش گذاشتید همچون دیگر بزرگان این جنبش و چه بسا فراتر از آن بود.اعتقاد دارم در این مسیر تاثیر گذاری افراد شهیر و قابل اعتمادی چون شما بر جامعه بیش از هزاران آخوندی است که جایگاه معنوی خود را در جامعه از دست داده اند ؛ استاد بگذار پیشانی ایت را ببوسم که امروز با آن سخنان بلیغ چه خوب گفتی به راستی این ملت نجیب چه می خواست جز حقی که از وی سلب شده بود و آنچه بر سر ملت آوردند در پاسخ تنها یک سوال بودوقتی شما را مقایسه میکنم با کاسه لیسانی نمک به حرامی که در لعبت صدا وسیما و مراسم ننگین تنفیذ شرکت کردند ؛ میان گوهر و بدل چه تفاوتهایی که نیافتم ؛ استاد خود را خاک پای ملت نامیدی اما ملت همواره خادمانش را می ستاید و در اولین گام همه تصمیم گرفتیم اورجینال کاست جدیدت را تهیه کنیم تا شاید کمی سپاسگذاری کرده باشیم این حداقل حقی است که میتوانیم ادا کنیم . گفتید که بر موسیقی جفا شده من میگویم بر تمامی ملت جفا شد ؛ بر حیثیت واخلاق جفا شد؛ بر دین جفا شد بر حرمت واژ های به نام انسان جفا شد.استاد می خواستم گریه کنم وقتیمشاهده کردم که هنرمند بزرگی چون شما حامی جنبش سبزی است که به خون جوانان وطن پا گرفته و مطمئنا من وملتم را در مسیر آزادی و نهضت سبز یاری خواهند کرد.استاد دست مریزاد-همیشه زنده باشی وفریادت همیشه جاری باد.

۱۳۸۸ شهریور ۱۴, شنبه

تفنگت را بگذار-شجريان

شجریان زبان آتش

نام آهنگ
کیفیت 128
کیفیت64
Zabane Atash
دانلود
دانلود

روز قدس آماده باش ما مي آييم

گيرم خطيب نماز جمعه راتغيير مي دهيد -گيرم حرم امام را تعطيل ميكنيد - با روز قدس چه ميكنيد!
روز قدس روز برخاستن است و تاكيد بر اينكه اين جوانه سبز هرگز خاموش نيست.
روز قدس روز فرياد است و مرگ بر باطل انديشان و زنده باد بر سيد و كروبي سبز انديش
زيتون سبز قدس؛ مفروش قدمهاي سبزتان باد
روز قدس آماده باش ما مي آييم

۱۳۸۸ شهریور ۱۱, چهارشنبه

پالانها مهم نیستند

حال خبلی هامون به هم میخوره از این دولت از این اظهارات بی اساس تلویزیون ضرغامی از این اعترافات کشک الکی واین همه تحلیل های آبکی وبالاخره از همه این همه دروغ.
فکر کنم اکثر دوستان اساسا این دولت کودتایی را قبول نداشته باشند اما بسیاری از لینک ها به صحبت از افرادی داره که تو این کابینه آغشته به خون ملت توی مجلس (به قول یکی از دوستان سیرک) اختصاص داره
چندشم میشه وقتی به جای اینکه باید ا.ن را بابت تقلب وظلمش زیر سوال ببریم چسبیدیم به پالانهایی که ارزش صحبت کردن نداره – بابا حرف اینه که ما اساسا این دولت نامشروع را که به تقلب و دروغ جایگاه سید سبزمون رو اشغال کرده قبول نداریم وقتی اصل این باشه دیگه چه فرق می کنه حسن بیاد تو اون کابینه کودتایی یا ممد, اصلا؛ اینا از اساس مشروعیت ندارند و ما بی خود نباید حرفهای اونا و مجلس فرمایشی رو تیتر کنیم .
باید الان دنبال مطالبات جنبش سبزی باشیم که با اعتقاد به حداقلهای قانونی که خودشون تصویب کردند حقمون رو بگیریم و حامی مردان بزرگی جون کروبی باشیم که دنبال حق ملت هستند و راهکارهای اطلاع رسانی به مردم را به شکل گسترده تر تعقیب کنیم .
دوستان برنامه ریزی برای مصلی و روز قدس و راهکارهایی برای نمایان تر کردن بهتر حرکت اعتراضی باید دغدغه مون باشه نه اینکه این دولت کودتایی چطور میخواد شکل بگیره !

آقای روح الامینی پسرت از داشتن پدری چون شما شرم دارد

اصلال باور کردنی نیست یک انسان اینقدر ساده لوح باشد, یک پدر اینقدر بیر حم و بی تفاوت و به جای اینکه دنبال قاتلان فرزندش باشد چنین اظهار نظرهای سخیفی کند که بی گمان روح فرزند شهیدش را به درد آورده باشد؛ آقای روح الامینی شما انگار دستور آتش به معترضان را توسط آقا! از خاطرتان برده اید ، حالا از ایشان میخواهید که پیگیری خونی باشد که به ناحق توسط نامردان روزگار ریخته شده است.
شما انگار فراموش کرده اید که پاداش حداقل سی سال خدمت به نظام همین بود دهن خوردشده فرزندتان بازهم گلی به جمال مادر محسن که گفته بود: محسن من که رفت به داد محسن های دیگر مردم برسید.
آقای روح الامینی واقعا انقدر ساده لوح تشریف دارید که کار به کسانی سپرده اید که به رغم تاکید پزشک قانونی مبنی بر کشته شدن فرزندتان با شی سخت در کهریزک تاکید میکنند که فرزندتان براثر بیماری منژیت که قبلا مبتلا بوده کشته شده و اگر همین طور ادامه دهید می گویند که در خانه کشته شده.
آقای روح الامینی شما پدر نیستید وگرنه هیچ پدری حاضر نیست به خاطر چهار روز دنیا و خدافروشان و جلادانی اینچنین خون پاک فرزندش را باطل کند اف بر شما .آقای روح الامینی پسرتان از وجود پدری چون شما شرم دارد شرمتان باد.

۱۳۸۸ شهریور ۸, یکشنبه

پينوكيو:نيروهاي خودسر به من هم بعله

سردار پينوكيو كه ديروز مجالي براي عرض اندام پيدا كرده بود اعلام كرد :كه در جريان وقايع پس از انتخابات اين بسيج بوده كه مظلوم واقع شده نه مردم و معترضان .پينوكيو در بخشي از سخنانش با اشاره به اينكه نيروهاي خودسر در مكتب انگليس و آمريكا توسط موسوي و كروبي تربيت شده اند تصريح كرد: بر اساس اسناد به دست آمده از اعترافات، عوامل كروبي و موسوي با نفوذ در كهريزيك و بند209 اوين به بازداشتي ها تجاوز كردند كه يكي از قربانيان اين تجاوز بنده هستم اگه باور نداريد نشونتون بدم . وي با تاييد درفشاني هاي ا.ن در نماز جمعه تهران تصريح كرد:حتي شب حمله به كوي دانشگاه من و بروبچ لباس شخصي براي جلوگيري از آسيب رساندن به دانشجويان آنها را آرام به وسط حياط دانشگاه پرت كرديم تا دست نيروهاي خودسر بي وجدان به آنان نرسد و البته اين عمليات موجب شد تنها تعداد كمي تلفات داشته باشيم و البته در اين بين حدود 10 تن از بچه هاي مظلوم بسيج كه داشتند اين فداكاري را مي كردند شهيد شدند /حالا تصور كنيد اگر اينكار را نمي كرديم چي مي شد.و چقدر از دانشجويان به لقاء ... مي پيوستند.پينوكيو در پايان بااشاره به كشته شدن 20 بسيجي بي دفاعي كه تنها كلاشينكف ، باتوم ، شوك الكتريكي و كلت داشته اند تصريح كرد: اين بسيجي هاي بر اثر توجهات ويژه ا.ن به آسمانها عروج كرده اند و مانند هاله نور ا.ن ديدنشان چشم بصيرت ميخواهد كه شما نداريد. وي در پايان با تقدير از (گربه ننه "ف.آ و روباه مكار"ر") تصريح كرد: من و گربه ننه همه تلاش خود را به كار ميگيريم تاهيچ خس و خاشاكي خاطر پدر ژپتو را كه اين روزها نگران نظام است نيازارد و بتوانيم همانند گذشته مشك كوبنده بر دهان استكبار جهاني بزنيم مانند مشتي كه بر دهن يك خس و خاشاك ها زده ايم كه حتي با ارتودنسي هم معالجه نشود .

الویری: ترانه موسوی یکی از جانباختگان است / خانواده هایی که در این جریانات عزیزی را از دست داده اند از ترس یا ناراحتی زیاد حاضر نیستند همکاری کنند

الویری: ترانه موسوی یکی از جانباختگان است / خانواده هایی که در این جریانات عزیزی را از دست داده اند از ترس یا ناراحتی زیاد حاضر نیستند همکاری کنند اعتماد، کیهان مهرگان : پس از بلندشدن اعتراض به نتایج انتخابات،گروهی از شهروندان گمنام که فعالیت سیاسی مستمر نداشتند دستگیر و روانه بازداشتگاه ها شدند. بلاتکلیفی بازداشت شدگان و خسارت دیدگان از وقایع پس از انتخابات رهبران جریان اصلاح طلب را واداشت با تشکیل کمیته یی وضعیت این شهروندان را پیگیری کنند. مرتضی الویری یکی از اعضای این کمیته در گفت وگو با «اعتماد» گزارشی از فعالیت های این کمیته ارائه می کند.کمیته پیگیری بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات تاکنون چه کرده، با چه کسانی ملاقات کرده است و فعالیت هایش را چگونه پیگیری می کند؟قریب به دو ماه است که این کمیته کار می کند. این کمیته حاصل جلسه مشترک آقایان کروبی، خاتمی و مهندس موسوی است و قرار بر این شد چهار نفر به نمایندگی از این افراد مساله زندانیان را پیگیری کنند. بعد از تشکیل کمیته پیگیری، دو کمیته فرعی تشکیل دادیم؛ یکی کمیته بررسی آسیب دیدگان و دیگری کمیته معاضدت حقوقی. کمیته اول بیشتر می پردازد به وضعیت کسانی که صدمه و خسارت دیده اند و نیاز به کمک مالی دارند یا احیاناً نان آور خانواده خود را به دلیل دستگیری یا قتل از دست داده اند و احتیاج است به آنها کمک شود. کار دیگری که انجام می شود جمع آوری اطلاعات برای ایجاد بانک اطلاعات برای کسانی است که در این اتفاقات جان خود را از دست داده اند یا دستگیر شده اند یا در وضع بلاتکلیفی به سر می برند یعنی جمع آوری اطلاعات درباره جان باختگان، بازداشت شدگان و مفقودان. کمیته دوم یعنی کمیته معاضدت حقوقی که بنایش بر این بود کهس به مسائل حقوقی آسیب دیدگان بپردازد. این کمیته سه کار اساسی را در دستور کار قرار داد؛ ابتدا پیگیری وضعیت حقوقی جان باختگان و شکایت احتمالی از کسانی که به عنوان قاتل شناسایی شده اند، دوم رسیدگی به وضعیت حقوقی بازداشت شدگان و کمک به این افراد برای در اختیار گرفتن وکیل و سوم تنظیم شکایت برای کسانی که خسارت دیده اند.-آیا این کمیته از حقوقدانان تشکیل شده است؟بله، اکثراً حقوقدان هستند. ما تلاش کردیم فعالیت کمیته رنگ سیاسی به خود نگیرد بلکه بیشتر جنبه امدادی داشته باشد و به محض اینکه متولی دیگری برای این کار پیدا شد خود را کنار بکشیم. برای همین خیلی خوشحال شدیم که مجلس و شورای شهر تهران به این مساله ورود کردند. تصمیم گرفتیم با کمیته هفت نفره یی که مجلس برای این کار تشکیل داده، ارتباط بگیریم. دو هفته پیش جلسه مشترکی داشتیم. اطلاعاتی که ما داشتیم در اختیار آنها قرار دادیم و حتی پیشنهاد کردیم اگر این کارهایی که ما داریم انجام می دهیم آنها آمادگی انجام آن را دارند، حاضریم کمیته را تعطیل کنیم و آنها کارها را دنبال کنند.-چرا این پیشنهاد را دادید؟به خاطر اینکه کمیته هفت نفره از جایگاه حقوقی مستحکمی برخوردار است. ما ترجیح می دادیم کمیته خودمان را تعطیل کنیم و امیدوار هستیم روزی چنین شود.-پس به این نتیجه نرسیدید که کمیته را تعطیل کنید؟نخیر.-علت چه بود؟برای اینکه آنجا مرکزی که بتوانند افراد و خانواده ها با آنها تماس بگیرند و نیازهایشان را با آنها مطرح کنند، وجود ندارد. در آن جلسه ما به آنها پیشنهاد دادیم فراخوان بدهند و در آن فراخوان اعلام کنند کلیه افراد بیایند و اطلاعات خودشان را در اختیار کمیته بگذارند و بانک اطلاعاتی که ما می خواهیم تشکیل بدهیم آنها تشکیل بدهند. حتی ما از آنها دعوت کردیم که بهتر است شما با رئیس سازمان بهشت زهرا تماس بگیرید تا بتوانید فهرست جان باختگان این حوادث را دقیق تر روشن کنید. پیشنهاد ما هنوز به تحقق نپیوسته و اگر چنین نشود ما ترجیح می دهیم خودمان فعالیت کنیم.-یعنی آنقدر اعتماد به کمیته هفت نفره مجلس وجود دارد که وظایف خودتان را به آنها محول کنید؟این اعتماد موکول به روزهای آینده است که ببینیم کمیته مجلس این کارها را به خوبی انجام می دهد یا نه؟ مواردی وجود دارد که اعتماد ما را سلب می کند.-این موارد کدام است؟عکس العملی که در قبال نامه آقای کروبی، رئیس مجلس از خود نشان دادند کمی ما را به تردید انداخت. برای ما قابل قبول نبود که ظرف ۲۴ ساعت و پیش از آنکه مستندات آقای کروبی را ببینند، بگویند کذب است. خوب بود این اظهارنظر بعد از بررسی موضوع انجام می شد. یا وقتی که گزارش شد ۴۵ جنازه در تاریخ های ۲۱ و ۲۴ تیر به صورت گمنام در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا دفن شده، بدون بررسی مورد تکذیب قرار گرفت. این نوع موضع گیری ها باعث می شود کمی تردید به وجود بیاید که آیا واقعاً کمیته به دنبال کشف حقیقت است یا اینکه به خاطر فشارهایی که به آنها وارد می شود،آنها را از کارشان باز می دارد.-در این مدتی که فعالیت کمیته مشترک آغاز شده تا چه اندازه در پیشبرد اهداف تان موفق بوده اید؟متاسفانه اغلب درها به روی ما بسته است. به این ترتیب که تلاش کردیم با برخی افراد و نهادهای ذی ربط ملاقات و تماس برقرار کنیم اما آنها از ملاقات کردن خودداری کردند.-کدام نهادها و کدام یک از مسوولان حاضر نشدند با شما ملاقات کنند؟مثلاً می خواستیم با رئیس مجلس ملاقات کنیم که ایشان امتناع کردند.-چرا؟چون گفتند این کمیته را به رسمیت نمی شناسند. حاضر نشدند با این کمیته با نام و عنوان کمیته دیدار کنند. فقط حاضر شدند با فرزند شهید بهشتی دیدار کنند. همچنین درخواست دیدار ما با رئیس قوه قضائیه به جایی نرسیده است. می خواستیم با دادستان تهران ملاقات کنیم که ایشان هم شخصیت حقوقی کمیته را به رسمیت نشناختند و فقط حاضر شدند با آقای بهشتی ملاقات کنند. در مورد دیدار با زندانیان دست ما کاملاً بسته است. آنچه برای ما قابل انجام است و استقبال هم از آن زیاد است، ملاقات با خانواده های جان باختگان و زندانیان است. آن هم به خاطر این است که به ما اعتماد می کنند چون منصوب کروبی و موسوی هستیم.-پیگیری های شما درباره کشته شدگان به کجا رسیده؟ما ۶۹ نفر از کسانی که جان شان را از دست داده اند شناسایی کردیم و اسامی آنها را در اختیار کمیسیون ویژه مجلس گذاشتیم.-در مورد این تعداد اختلاف به وجود آمد؟این آمار از طریق کمیته که با خانواده ها تماس گرفته و اطلاعاتی که آنها ارائه داده اند، تهیه شده است. منتها ما هفت اسم داریم که مفقود هستند چون اسامی این هفت نفر نه در بین زندانیان وجود دارد، نه با خانواده هایشان تماس گرفته اند و نه اسم شان در لیست کشته شدگان است. بهشت زهرا و سردخانه ها هم اطلاعاتی از آنها ندارند. از گوشه و کنار هم خبر می رسد، خانواده هایی که در این جریانات عزیزی را از دست داده اند از ترس یا ناراحتی زیاد حاضر نیستند همکاری کنند. من تصور می کنم رسیدن به آمار واقعی نیاز به زمان دارد. -درباره ترانه موسوی، وضعیت این خانواده چگونه است؟ترانه موسوی یکی از جان باختگان است و آنچه در برنامه ۳۰/۸ شبکه ۲ و سایر رسانه ها در مورد زنده بودن وی پخش شد، بی اساس است. باید دلسوزان نظام از آقایان توضیح بخواهند که چرا این گونه مطالب خلاف واقع پخش و با اعتماد مردم بازی می شود. -نامه آقای کروبی به رئیس مجلس خبرگان بازتاب گسترده یی در کشور داشت، آیا در نگارش این نامه با کمیته هماهنگ شده بود؟ما در جریان این نامه نبودیم. فقط بعد از انتشار این نامه ایشان عنوان کردند عده یی مستقیماً به وی مراجعه کرده و در این مورد شهادت داده اند و مستنداتی ارائه کرده اند.-آیا الان کمیته مسوولیتی برای پیگیری این مساله برعهده گرفته است؟به ما چیزی واگذار نشده. اگر بخواهند پیگیری می کنیم.-تا به حال برای جان باختگانی که مشخص شده اند، چه کرده اید، آیا از لحاظ مالی به آنها کمک کرده اید، امکانی هست که از طرف دولت جبران خسارت شوند، رویکردتان برای کمک به این خانواده ها چیست؟اولین قدمی که ما در این زمینه برمی داریم جمع آوری اطلاعات و واقعیت یابی است که ببینیم با چه مجموعه یی از جان باختگان و آسیب دیدگان مواجه هستیم. مرحله دوم دسته بندی این افراد از نظر نیازهایشان است چون برخی ها نان آور خانه بودند و برخی ها فقط مسوولیت شخص خودشان را برعهده داشتند.مرحله سوم تجهیز منابع و امکانات بود تا به وسیله این منابع بتوانیم در قالب آن منابع آنها را پوشش دهیم. خوشبختانه شورای شهر تهران چند روز قبل طرحی را در این زمینه تصویب کرد که به موجب آن بخشی از خسارات ناشی از حوادث اخیر توسط شهرداری قابل پرداخت خواهد بود. اگر شهرداری بخواهد ما کلیه اطلاعاتی را که در این زمینه جمع آوری کرده ایم در اختیارشان قرار خواهیم داد.- اگر این کار انجام نشود کمیته چه می کند؟ما به دنبال این هستیم که شماره حسابی را اعلام کنیم و از افراد سراسر کشور کمک مالی بخواهیم. می خواستیم حساب باز کنیم که گفتند باید تشکیلات به ثبت رسیده و خیریه این کار را انجام دهد. قرار بر این است که از طریق خیریه یی این کار انجام شود تا مغایرت قانونی نداشته باشد.-خانم ها ابتکار، کدیور، ابطحی و خاتمی تشکیلات خیریه یی دارند. به هرحال به دنبال این هستیم که توسط یک تشکیلات خیریه این کار را انجام دهیم.-به آسیب دیدگان دیه تعلق می گیرد یا فقط کمک مالی می شود؟این مساله بستگی به منابع ما دارد. اگر منابع کفایت کند طبیعتاً باید جبران خسارت به صورت کامل انجام شود اما اگر منابع محدود باشد ما فقط می توانیم به افرادی که وضعیت حاد و مزمن دارند و دچار بحران جدی در زندگی هستند، کمک کنیم.-در مورد بازداشت شدگان چه اقداماتی انجام می دهید، مضاف بر اینکه بسیاری از آنها یا دانشجو هستند یا دانش آموز و کمی بعد با شروع فصل درس و دانشگاه باید سر کلاس بنشینند؟این افراد چند مساله دارند. افرادی هستند که دانشجویند و امتحان شان را از دست داده اند و در صحبتی که ما با نمایندگان مجلس در مورد این افراد داشته ایم، سعی کردیم مکاتباتی صورت بگیرد که امتحان شان را مجدداً بدهند و مجلس هم پذیرفت که لطمه نبینند. در مورد بازداشت شدگانی که احتیاج به وکیل دارند ما یک کمیته معاضدت حقوقی تشکیل داده ایم تا بتوانند از راهنمایی های حقوقی بهره مند شوند. در مورد تماس و ملاقات با خانواده هایشان از طریق نمایندگان مجلس سعی کردیم امکان ملاقات و تماس تلفنی برایشان فراهم کنیم.-بخشی از بازداشت شدگان افراد مشهور و فعالان سیاسی شناخته شده هستند که رسانه ها به آن توجه دارند و بخشی دیگر مردم عادی هستند که اساساً فعالیت سیاسی هم ندارند و صرفاً در تجمعات و... دستگیر شده اند. شما برای ارتباط با این دو برنامه مشخصی ترتیب داده اید، آیا برنامه شما تنها پیگیری وضعیت بازداشت شدگان سیاسی است؟در هر حال این دسته بندی وجود دارد اما علم و آگاهی به این مصداق وجود ندارد. ما در درون افراد نیستیم که بدانیم اینها کسانی هستند که با انگیزه های سیاسی وارد این تظاهرات و راهپیمایی ها شده اند یا مردم عادی بوده اند که مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. برای ما این امکان وجود ندارد و ما در مقام قضاوت نیستیم که بتوانیم قضاوت کنیم این افراد به صورت آگاهانه در این مسائل شرکت کرده اند یا ناآگاهانه در تجمعات حاضر شده اند؟ ما با نگاه سیاسی به این افراد نمی نگریم بلکه نگاه ما کمک به آنان در چارچوب های قانونی و انسان دوستانه است. -پس از مدتی به دستور آقای هاشمی شاهرودی برخی از زندانیان سیاسی مانند مهندس توسلی از نهضت آزادی، عماد بهاور رئیس شاخه جوانان این حزب و چند نفر دیگر آزاد شدند اما ناگهان روند آزادی ها متوقف شد ماجرا از چه قرار بود؟ تصور من این است که به دلیل پایان یافتن دوره تصدی آقای هاشمی شاهرودی از یک طرف و شروع فعالیت کمیته هفت نفره و شوک ناشی از به قتل رسیدن آقای محسن روح الامینی در زندان این سه حادثه دست به دست هم داد تا روند سختگیرانه و غیرقابل انعطافی را که در قبال زندانیان داشتند دچار نوسان کنند. والا من بر این باور هستم که این اتفاق نیفتاده و جریانات سختگیرانه همچنان ادامه دارد. من نمونه یی را برای شما می گویم؛ یک روز با همسر صادق نوروزی به مجلس رفتیم. من در ذهنم مرور می کردم که همین آقای صادق نوروزی برای برپایی نظام جمهوری اسلامی محکوم به حبس ابد شد و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی از زندان آزاد شد و از زندان قصر تا محل زندگی اش در میدان ژاله مردم روی دست شان او را به خانه بردند. حالا شما در نظر بگیرید فردی که قبل از انقلاب برای برپایی نظام جمهوری اسلامی محکوم به حبس ابد شده بود اکنون در زندان است بدون اینکه کوچک ترین جرمی داشته باشد و بدون اینکه حتی در راهپیمایی شرکت کرده باشد. فقط به دلیل اینکه از راهپیمایی مردم در داخل اتومبیلش عکس گرفته است و این مساله به هیچ وجه قابل توجیه و قابل درک نیست چگونه به خاطر این اتفاق او را بازداشت می کنند.-آیا کمیته با آزاد شدن احتمالی زندانیان سیاسی به خصوص افراد مشهور به کارش ادامه می دهد یا تا آخرین روزی که آخرین بازداشتی در زندان باشد به کارش ادامه می دهد؟ این کمیته برای پیگیری مسائل افراد مشهور شکل نگرفته که با آزاد شدن آنها کارش تمام شود. در عین حال تمایلی برای باقی ماندن نداریم. این کمیته زمانی کارش به پایان می رسد که متولی دیگری این کار را انجام دهد. مثلاً اگر مجلس یا شورای شهر این کار را انجام دهد ما به شدت استقبال می کنیم که تمام کارها را به آنها واگذار کنیم. اما اگر متولی دیگری پیدا نشود این کمیته که مسوول پیگیری امروز زندانیان است حتی اگر یک زندانی هم بی گناه در زندان مانده باشد، ما احساس می کنیم مسوولیتی را که برعهده ما گذاشته اند برجای خود باقی است و برای آنها تلاش می کنیم. -به تشکیل یک کمیته حقوقی که در واقع کار تنظیم شکایت بازداشت شدگان را برعهده دارد اشاره کردید. چقدر این مساله بازداشتگاه کهریزک در دستور کار شما قرار دارد یا کسانی را که تخلف کرده اند. فکر نمی کنم جایی را داشته باشیم که نیروهای نظامی و انتظامی در جریان یک تظاهرات اولاً شلیک کنند، دوماً با اسلحه گرم جنگی شلیک کنند و سوماً اینکه به نوعی شلیک کنند که منجر به مرگ شود و این خودبه خود در هر نیرویی چه لباس شخصی، چه نظامی و چه انتظامی یک تخلف محسوب می شود. آیا کمیته برای این مساله پیگیری می کند و برای یافتن عاملان و مقصران این کشته شده ها هم اقداماتی انجام خواهد داد؟علاوه بر صحبت هایی که شما آن را مطرح کردید ما تفکرات دیگری داریم که باید مورد بررسی قرار بگیرند. برای مثال به موجب قانون نباید متهم را شبانه یا نیمه شب بازداشت کنند و این خلاف قانون است یا در زمان دستگیری هرگز نباید مورد ضرب و شتم قرار گیرند ولی ما مواردی داریم که افراد در موقع دستگیری بدون هیچ دلیلی مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. لذا این کمیته معاضدت حقوقی سعی می کند بر مبنای چارچوب های قانونی موجود بررسی کند. البته به دلیل محدودیت زمان و محدودیت امکانات ما بیشتر به مواردی می پردازیم که از نظر تخلف سنگین تر و جدی تر است. -با تغییر آیت الله هاشمی شاهرودی شما امیدی به بهبود ارتباط خود با رئیس قوه قضائیه دارید؟ رئیس جدید قوه قضائیه مواضع خود را در مورد دستگیرشدگان حوادث اخیر اعلام نکرده است. باید دید آیا رئیس جدید قوه قضائیه دنباله رو این اتفاقات انجام شده و سیاست های موجود است یا منتقد این مساله است. ما امیدواریم آقای لاریجانی نسبت به آنچه اتفاق افتاده و آنچه در حال اتفاق افتادن است و شدیداً باعث آزردگی دلدادگان به انقلاب و علاقه مندان به نظام جمهوری اسلامی است عکس العمل نشان دهد. اگر چنین باشد ما استقبال خواهیم کرد و تمام اطلاعاتمان را در اختیار قوه قضائیه قرار خواهیم داد برای اینکه بتوانیم مشکلات بازداشت شدگان بی گناه را حل کنیم.

پافشاری سید حسن خمینی برای سخنرانی خاتمی

سید حسن خمینی ، تولیت آستان امام خمینی (ره) اعلام نموده که همچون سالهای گذشته سید محمد خاتمی در یکی از شب های قدر در حرم امام سخنرانی خواهند نمود.
این در حالی است که از چندی پیش فشار به نوه امام جهت لغو سخنرانی محمد خاتمی شدت گرفته است.
در اتفاقی دیگر به گزارش جوان فردا نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در غیبتی معنادار، با احمدی‌نژاد و اعضای دولت کودتا که برای ادای احترام و تجدید بیعت با امام راحل به مرقد رفته بودند، همراه نشد.
حجت الاسلام سیدحسن خمینی که مانند اکثریت قریب به اتفاق مراجع، علما و شخصیتهای مذهبی و سیاسی کشور بعد از معرفی احمدی‌نژاد به عنوان پیروز انتخابات پیام تبریکی برای او نفرستاد، در حالی‌که صبح روز مراسم تنفیذ از سفر به پاکستان به تهران بازگشته بود، ترجیح داد همانند بسیاری از شخصیتهای نظام و انقلاب در این مراسم حاضر نشود.
فرزند مرحوم حاج سید احمد خمینی همچنین امروز بر خلاف معمول که به استقبال افراد و هیاتی که برای ادای احترام و تجدید بیعت به مرقد مطهر امام خمینی(ره) می‌آیند می‌رفت، احمدی‌نژاد و دولتش را همراهی نکرد و در این مراسم حاضر نبود.

۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه

نکات تکمیلی در خصوص مدرک دروغین وزیر علوم پیشنهادی دولت کودتا


در تکمیل گزارش تحقیقی دیروز درباره‌ی مدرک تحصیلی «کامران دانشجو» و در پاسخ به تکذیب پر از تناقض رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، جزئیات جدیدی از این موضوع را مطرح می‌کنیم و قضاوت ابتدایی را به نمایندگان مستقل مجلس و قضاوت نهایی را به مردم وا می‌نهیم؛ جزئیاتی که نشان می دهد آقای دانشجو در آستانه اخراج از دانشگاه بوده که به بهانه‌ی انتشار کتاب «آیات شیطانی» دست به آتش زدن یک کتابفروشی در انگلیس زده و نیز اکنون مشخص شده که مقالات او در زمان تحصیل در انگلیس نیز تقلبی و با کپی‌برداری از روی مقالات علمی دیگران بوده است!
روز گذشته که گزارش تحقیقی مربوط به مدرک تحصیلی وزیر علوم پیشنهادی دولت کودتا را منتشر کردیم، هنوز ابعاد واقعی این موضوع مشخص نبود و تنها روی این موضوع تردیدی نبود که یک جای کار می‌لنگد و رئیس ستاد انتخابات تقلبی، بالاخره بخشی از حرفهایش دروغ است و صحت مدرکش نیز با ابهام روبه‌روست. اما اکنون با توضیحاتی که ارائه شده و اطلاعات جدیدی که گردآوری کرده‌ایم، مشخص شده که مشکلات آقای دانشجو بیش از اینهاست.
گزارش اصلی را بخوانید

حال در تکمیل گزارش پیشین، نکات زیر را به طور خلاصه ذکر می‌کنیم و بقیه پیگیری‌ها را به نمایندگان غیر وابسته و مستقل مجلس در روز رای اعتماد واگذار می‌کنیم:
1- خبرگزاری مهر در گفت‌وگو با آقای عباسپور، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، از قول ایشان آورده است که: «شایعات» مربوط به مدارک تحصیلی کامران دانشجو بررسی شده و مشکل خاصی وجود ندارد! در این خبر که تا این ساعت هنوز بر روی خروجی این خبرگزاری قرار دارد (در این آدرس)، هیچ دانشگاهی به عنوان محل تحصیل ایشان ذکر نشده است، اما اشاره شده که آقای دانشجو، دانشجوی دکتری هوافضا در انگلستان بوده و تحصیلاتش به پایان رسیده اما به خاطر اعتراض به مواضع سلمان رشدی از این کشور اخراج می‌شود و دفاع او در دانشگاه امیرکبیر انجام می‌شود و مدرک دکترای وی نیز مورد تایید وزارت علوم است. خبرگزاری مهر در انتهای این خبر، آورده است که: «دانشجو در ارائه برنامه خود به مجلس آورده است که مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه کویین ماری و مدارک کارشناسی ارشد و دکتری خود را از دانشگاه منچستر کشور انگلستان بدست آورده است.»
2- ساعتی قبل از آنکه خبر به این شکل در خبرگزاری مهر منتشر شود، خبر دیگری در این خبرگزاری منتشر شد که به سرعت حذف شد. در آن خبر که از قضا در سایت «الف» نقل شده و تا این ساعت هنوز در این آدرس وجود دارد، از قول آقای عباسپور «دانشگاه امپریال کالج لندن» به عنوان محل تحصیل آقای دانشجو ذکر شده بود. در آن خبر محذوف همچنین ادعا شده بود که دانشگاه امپریال کالج لندن موافقت کرده دفاع دانشجو از طریق تله تلویزیون انجام شود و همچنین بدون توجه به این ادعا، ادعای دیگری مطرح شده مبنی بر اینکه کامران دانشجو در حضور استادان دانشگاه امیرکبیر از تز خود دفاع کرده است. حال باید آقای دانشجو توضیح دهید که بالاخره کجا درس خوانده و کجا مدرک گرفته است.
3. با وجود سخنان متناقض آقای عباسپور و حذف بدون توجیه خبر از خبرگزاری مهر و انتشار خبری متفاوت، نکته‌ای از سخنان عباسپور قابل توجه است که در خبر اول می‌گوید: «وی مدرک دکتری را نه از دانشگاه امیرکبیر و نه از دانشگاه امپریال کالج لندن گرفته است اما وزارت علوم با توجه به سوابق تحصیلی و دفاع در دانشگاه امیرکبیر و سطح تحقیقاتی که انجام داده تشخیص داده است که این سوابق برابر با مدرک دکتری از دانشگاه امپریال کالج لندن است.» این به معنای دروغ چهارم است، در حالی که پیش از این کامران دانشجو ادعای دریافت دکترا از دو دانشگاه در لندن و منچستر را مطرح کرده بود و نیز اخیرا ادعا شده که او در دانشگاه امیرکبیر در جلسه دفاعیه شرکت کرده است.
4. آقای سعدالله نصیری، نماینده عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، در گفت‌وگو با مهر تصریح کرده که کامران دانشجو در جلسه این کمیسیون هیچ اشاره‌ای به دریافت مدرک دکترا یا برگزاری جلسه دفاعیه در ایران نداشته و تنها ادعا کرده که: «کلیه مدارج علمی خود را در انگلیس گذرانده است.» او همچنین وعده داده که در جلسه‌ی عصر امروز (یکشنبه) کمیسیون مذکور، از کامران دانشجو خواسته شود که درباره‌ی مدرک دکترای خود و نحوه‌ی اخذ آن توضیح دهد. همزمان امیر طاهرخانی، دیگر عضو این کمیسیون، نیز تاکید کرده که حتی اگر کامران دانشجو وزیر شود، صحت مدرک تحصیلی پیگیری خواهد شد. او گفته است: «اگر چنین موضوعی درباره کامران دانشجو نیز ثابت شود نمایندگان در رأی اعتماد باید آن را مد نظر قرار دهند اما اگر اهرمها در اختیار نباشد و صداقت نیز در کار نباشد و این شبهات به نمایندگان در زمان رأی اعتماد ثابت نشود می توان در صورت رأی آوردن پس از وزرات نیز موضوع را مانند موضوع "کردان" پیگیری کرد.»
5. سایت رخداد با توجه به اشاره اخیر به دریافت مدرک کامران دانشجو از «امپریال کالج لندن» از این دانشگاه درباره این موضوع استعلم کرده و پاسخ، منفی بوده است. در خبر این سایت آمده است: «اسمیت ابی گیل رئیس پرس افیس امپریال کالج لندن ، در پاسخ به به سایت رخداد(Rokhdad.org) در این مورد که آیا فردی به نام کامران دانشجو در آن دانشگاه تحصیل کرده است گفت: چنین کسی در اینجا تحصیل ننموده است.»
6. آقای عباسپور در توضیحات خود اشاره نکرده‌اند که وزارت علوم دقیقا چه مدرکی به کامران دانشجو اعطا کرده است. هرچند از توضیحات ایشان به نظر می‌رسد که منظور، مدرک معادل است، اما برخی اطلاعات موجود نشان می‌دهد که او مدرک «دکترای افتخاری» دریافت کرده است، یعنی شبیه آقای کردان، اما توسط وزارت علوم ایران. همچنین ایشان توضیح نداده‌اند که بر فرض صحت ادعای تحصیل در انگلستان (لندن یا منچستر، هرکدام) و دفاع در دانشگاه امیرکبیر و دریافت مدرک از وزارت علوم، آیا چنین کسی حق دارد خود را دارنده‌ی PHD از دانشگاه منچستر و یا امپریال کالج لندن معرفی کند؟!
7. برخی اطلاعات رسیده به «موج سبز آزادی» نشان می‌دهد که آقای کامران دانشجو و یک نفر دیگر که نامش پیش ما محفوظ است، در زمان بلوای سلمان رشدی در آستانه‌ی اخراج از دانشگاه بوده‌اند و اقدام انتحاری آنها در «آتش زدن کتابفروشی انتشارات پنگوئن» برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات تحصیلی خود و در جهت سوء استفاده از فتوای امام و مواضع متقابل دولت انگستان بوده است. بد نیست آقای دانشجو در جلسه فردای مجلس در این باره نیز توضیح دهند. برای نیل به واقعیت در این مورد، می‌توان بررسی کرد که تاریخ مخالفت دانشگاه با ادامه تحصیل ایشان، مربوط به قبل از ماجرای سلمان رشدی بوده یا بعد از آن.
8. «موج سبز آزادی» به کمک خوانندگانش به مواردی از تقلب‌های کامران دانشجو در تهیه مقالات علمی دست یافته که دست‌کم در سه مورد به طور قطعی ثابت شده است که آقای دانشجو مقالاتش را از روی مقالات خارجی کپی می‌کرده است. در صورت لزوم این مقالات منتشر خواهد شد تا خوانندگان مقایسه و قضاوت کنند.

عکس : صفحه اول امروز روزنامه آفتاب




۱۳۸۸ شهریور ۶, جمعه

کودتاچی ها دراندیشه قتل عام سیاسی دیگری هستند!

کودتاچی ها، به راهی رفته اند که جسارت و تصمیم باز کردن درهای زندان را به روی دهها فعال سیاسی سرشناس بازداشت شده ندارند. این همان حالتی است که یکبار نیز در دهه 60 پیش آمد و منجر به قتل عام 67 شد. یعنی پاک کردن صورت مسئله به زعم خویش. بسیاری از کسانی که در کودتای اخیر دست داشته و آمر و عامل جنایات درون زندان ها هستند، در دهه 60 نیز مسئولیت داشته و در قتل عام 67 نیز نقش آفرین. چه در شکنجه و بازجوئی، چه در اعتراف گیری و چه در محاکمات سرپائی و چند دقیقه ای و صدور احکام اعدام و چه در اعدام و انتقال اجساد به گورستان متروک خاوران و به زیر خاک فرستادن دسته جمعی اعدام شدگان. احمدی نژاد و جنتی و احمد خاتمی و فیروز آباد و بقیه طراحان و عاملین کودتای 22 خرداد، بتدریج و با اطمینان از سرکوب مردم و جلوگیری از به خیابان آمدن آنها، مانند خفاش از لانه بیرون آمده و رجز خوانی را درنماز جمعه و سیمای جمهوری اسلامی آغاز کرده اند. نه تنها رجز خوانی، بلکه تهدید به دستگیری های جدید.
بحث بر سر خطر باقی ماندن چهره های سیاسی در زندان است و تکرار قتل عام 67، البته اگر فرصت و امکان آن را بیآبند. به راهی رفته اند که جز این نتیجه ای نمی توانند بگیرند، زیرا در غیراینصورت آنهائی که در زندان اند اگر از زندان بیرون بیآیند خواهند گفت پشت دیوارها و در سلول ها با آنها چه کردند. به همین دلیل، همزمان با حفظ جنبش اعتراضی، باید کارزای را برای دفاع از زندانیان سیاسی – بویژه زندانیان کودتا- به راه انداخت. امضای نامه به دبیرکل سازمان ملل که دو پرفسور آلمانی مبتکر آن شده اند، گامی است دراین جهت.
فیلم دلناز آبادی درباره قتل عام 4500 زندانی سیاسی در تابستان سال 1367 را با هدف ضرورت جلوگیری از تکرار آن فاجعه از اینجا ببینید!

گزارش دو مورد تجاوز جنسی به رهبر ایران

اکبرهاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلت نظام دو مورد از تجاوزهای جنسی در زندانهای ایران را به آیت الله علی خامنه ای گزارش کرده است.بر اساس گزارشی که امروزپنجشنبه 27 – 8 – 2009 از کانال العربیه پخش شد منابع خبری اصلاح طلبان اعلام کرده اند این تجاوزها در بازداشت گاه کهریزک اتفاق افتاده است.این بازداشتگاه پیشتر به دستوررهبر جمهوری اسلامی ایران به دلیل " عدم استندارد بودن " تعطیل شده بود.در همین حال رئیس قوه قضائیه دستور داد تا درخواست دادستانی مبنی بر احضارمهدی هاشمی ، میرحسین موسوی ،مهدی کروبی و محمد خاتمی اجرا نشود.صادق لاریجانی که به تازگی به ریاست قوه قضائیه درآمده است هچنین به صدا وسیما و روزنامه کیهان دستورداد تا به حملات خود برضد اکبرهاشمی رفسنجانی پایان دهند.از سوی دیگر دخترمحمد علی ابطحی در واکنش به ادامه به روزرسانی سایت شخصی پدرش از زندان گفت : " آنچه بر روی سایت قرار گرفته توسط بازجویان بر ابطحی دیکته شده است."محمد علی ابطحی به تازگی درسایت شخصی خود مطالبی را منتشر کرد که در آن موضوع تقلب را رد کرده وازعملکرد سابقش اظهار پشیمانی کرد.

عدالت وبالاترین

این سوال ذهن من و فکر کنم خیلی از دوستان را اشغال میکند که چرا تاکنون حتی یک موضوع از اخبارارایه شده از امثال بنده نه داغ می شود و نه اینکه مثبت بسیار به آن تعلق میگیرد اما برخی دوستان همان اخباررا از ما می گیرند و دوباره قرار میدهند اما موضوعاشن داغ می شودیا مثبت بسیار تعلق میگیرد ، بی شک در این مسئله نوعی بی عدالتی شدید وجود دارد و به رغم فعالیت همیشگی ما این وضعیت همچنان ادامه دارد.جالب تر اینکه وقتی مطلبی از سوی ما به رغم فعالیت مطلوب اشتباها در بخش فرهنگ قرار میگیرد آنهم سهوی در بترین موقعیت که باید مطلب سیاسی نوشت به مدت 7 روز حق نوشتن مطلب نداریم .سوال دیگر اینکه آیا سایت بالاترین مستقل است یا مال جمهوری اسلامی ، اگر این موضوع هم مشخص شود دوستان با اطمینان بهتری اظهار نظر میکنند.

۱۳۸۸ شهریور ۵, پنجشنبه

Contact Parliament with some Shknjhgran

While the «wave green freedom» before this volunteer role in Shknjhgah Bazaar Curtain was removed, various representatives of these days Shkartr past form, they confirmed the news and yet the relationship of two representative agents detention Crime speak to the closure. parliamentary report «Green wave freedom» is indicated in response to a parliamentary question whether news reporters based volunteer arrested Hussein, senior members of the fundamentalist faction is correct or not, with laughter addressing them said: Interrogator that detention is not! Is mentioned, before a parliamentary majority faction member in an interview with reporter «Green wave freedom», Hossein devoted to the director announced the detention Bazaar. The authoritarian representative who asked not to be revealed, had reiterated that Hussein volunteer, representative Tehran and Secretary Isargaran population, the responsibility for detention of events after the election and had been subject to special parliamentary committee has been proven. freedom to report the green wave, some delegates believe that the server and Zakani coup in support of two representative House of criminals within the team are related to detention. The whispers in the common hallway Parliament has become. Is mentioned server before Parliament by the way, commander of the Basij commander Zakani database Meghdad and student mobilization was. However «the green wave of freedom» new details about the role of a position the name of former police pp. Bazaar detention and torture in establishing the defendants obtained as soon as to ensure their accuracy, will be published.
Persian—Detect language—AfrikaansAlbanianArabicBelarusianBulgarianCatalanChineseCroatianCzechDanishDutchEnglishEstonianFilipinoFinnishFrenchGalicianGermanGreekHebrewHindiHungarianIcelandicIndonesianIrishItalianJapaneseKoreanLatvianLithuanianMacedonianMalayMalteseNorwegianPersianPolishPortugueseRomanianRussianSerbianSlovakSlovenianSpanishSwahiliSwedishThaiTurkishUkrainianVietnameseWelshYiddish > English—AfrikaansAlbanianArabicBelarusianBulgarianCatalanChinese (Simplified)Chinese (Traditional)CroatianCzechDanishDutchEnglishEstonianFilipinoFinnishFrenchGalicianGermanGreekHebrewHindiHungarianIcelandicIndonesianIrishItalianJapaneseKoreanLatvianLithuanianMacedonianMalayMalteseNorwegianPersianPolishPortugueseRomanianRussianSerbianSlovakSlovenianSpanishSwahiliSwedishThaiTurkishUkrainianVietnameseWelshYiddish swap

۱۳۸۸ شهریور ۴, چهارشنبه

ارتباط برخی نمایندگان مجلس با شکنجه‌گران

موج سبز آزادی : در حالی که «موج سبز آزادی» پیش از این از نقش فدایی در شکنجه‌گاه کهریزک پرده برداشته بود، نمایندگان مختلفی در این روزها به شکلی آشکارتر از گذشته، این خبر را تایید می‌کنند و در عین حال از ارتباط دو نماینده دیگر با عوامل جنایت بازداشتگاه‌ها سخن به میان می‌آورند.گزارش خبرنگار پارلمانی «موج سبز آزادی» حاکی است یک نماینده مجلس در پاسخ به پرسش خبرنگاران مبنی بر اینکه آیا خبر بازداشت حسین فدایی، از اعضای ارشد فراکسیون اصولگرایان صحت دارد یا خیر، با خنده خطاب به آنان گفت: بازجو که بازداشت نمی‌شود! گفتنی است، پیش از این یک عضو فراکسیون اکثریت مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار «موج سبز آزادی»، حسین فدایی را مسئول مستقیم بازداشتگاه کهریزک اعلام کرده بود.این نماینده اصولگرا که نمی خواست نامش فاش شود، تصریح کرده بود که حسین فدایی، نماینده تهران و دبیرکل جمعیت ایثارگران، مسئولیت این بازداشتگاه را در حوادث پس از انتخابات بر عهده داشته و این موضوع برای کمیته ویژه مجلس ثابت شده است.به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، برخی نمایندگان نیز معتقدند که سروری و زاکانی دو نماینده دیگر حامی کودتا در مجلس نیز با تیم جنایتکاران در داخل بازداشتگاه ها مرتبط هستند. این زمزمه‌ها به امری عادی در راهروهای مجلس تبدیل شده است.گفتنی است سروری پیش از راه یافتن به مجلس، فرمانده بسیج پایگاه مقداد و زاکانی نیز فرمانده بسیج دانشجویی بوده است.در عین حال «موج سبز آزادی» جزئیات جدیدی را درباره نقش یک مقام سابق نیروی انتظامی به نام ص. در برقراری بازداشتگاه کهریزک و شکنجه متهمان در آن به دست آورده که به محض کسب اطمینان از صحت آنها، منتشر خواهد کرد.

بازداشت تکان دهنده یک دانشجو و شکنجه وی در بازداشتگاه

یکی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد پس از گذشت بیش از یک ماه نحوه ربوده شدن و ضرب و شتم وحشیانه خود را بازگو کرد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر ا. گ. دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در تاریخ 23 تیرماه در منطقه پونک تهران توسط نیروهای نظامی ربوده شده و پس از ضرب و شتم وی و فحاشی های رکیک نسبت به وی با دست و پای بسته به مکان نامشخصی انتقال داده شده است. ماموران نظامی و لباس شخصی بازداشت کننده بدون ارائه هیچ گونه حکم بازداشت علاوه بر ضرب و شتم وحشیانه وی را به بازداشت گاه نامشخصی انتقال دادند که وی از مکان آن اطلاعی ندارد. این دانشجو پس از یک هفته از بازداشتگاه نامعلوم به زندان اوین انتقال داده می شود و در تمام دوران حبس خود در سلول انفرادی بسر برده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر با وجود جراحت های عمیق و نیز شکستگی از ناحیه صورت و نیز انگشتان دست، ماموران زندان اجازه درمان وی توسط پزشک زندان را ندادند. وی در تمامی طول دوران بازجوئی با چشم بند مورد بازجوئی قرار می گرفته است. هم چنین بازجویانی که با نقابهائی سیاه رنگ بر صورت داشته اند بارها وی را به طرز وحشیانه ای مورد ضرب و شتم های شدید، و آزار و اذیت روحی و جسمی شدید قرار داده اند. مامورین در طول دوران بازداشت انواع اتهامات گوناگون از جمله محاربه با خدا، ارتباط و مراودات با محافل بیگانه، اقدام علیه امنیت ملی، سرکردگی اغتشاشات و تخریب اموال عمومی به وی نسبت داده اند. این دانشجو به تازگی بدلیل وضعیت وخیم جسمی با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی از اوین آزاد شده تا به درمان بپردازد.

۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه

صدور الگوي حكومت داري ا.ن به افغانستان

احمدي نژاد در بسياري از گفته هايش بر اين نكته تاكيد دارد كه الگوي حكومتي كه وي آن را اداره ميكند مورد توجه بيش از 100 كشور است البته ايشان بر خلاف بسياري از دوستان كه معتقد هستند اين گفته كذب است بسيار صحت نيز دارد نمونه اين الگو را مي توان در افغانستان يافت كه دولت افغانستان به رهبري كرزاي توانست با الگوبرداري بي نقص از انتخابات دهم رياست جمهوري در ايران با تقلبي وسيع ديگر رقيب خود را كنار زده و برنده شود.
نكته جالب در اين بخش اين است كه كرزاي اولين رئيس جمهوري بود كه پيام تبريك خود را براي ا.ن فرستاده بود

جزئیات و نتیجه دیدار کمیته ویژه با کروبی / مذاکره با برادران لاریجانی

:سخنگوی کمیته ویژه مجلس در پی گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی از برنامه این کمیته برای مذاکره با روسای قوای مقننه و قضاییه و دیدار با 4 نفر از بازداشت شدگانی خبر داد که ادعا می کنند مورد تعرض قرار گرفته اند . دکتر کاظم جلالی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به دیدار کمیته پیگیری از وضعیت بازداشت شدگان حوادث اخیر با مهدی کروبی که عصر امروز دوشنبه انجام شد اظهار داشت: امروز بنده به همراه سروری، تجری، امیدوار رضایی، سنایی و مطهری با حجت الاسلام کروبی در خصوص ارائه اسناد و مدارک ایشان دال بر شکنجه و آزار جنسی برخی از بازداشت شدگان حوادث اخیر دیدار کردیم.
وی با بیان اینکه علت اصلی دیدار ما با آقای کروبی نامه وی به آیت الله هاشمی رفسنجانی مبنی بر وجود آزار جنسی درخصوص برخی از بازداشت شدگان بود ، عنوان کرد: بر این مبنا ریاست محترم مجلس هم دستور داد که این کمیته دیداری را با ایشان داشته باشد و مستندات وی را دریافت و بررسی نماید.
سخنگوی کمیته ویژه مجلس با بیان اینکه کروبی نقطه نظرات و شنیده های خود را در خصوص برخورد نامناسب ماموران با بازداشت شدگان مطرح کرد، یادآور شد: کروبی موضوع 4 نفر از افرادی را که به وی مراجعه کرده بودند و ادعا داشتند که مورد شکنجه و آزار جنسی واقع شده اند ، با ما در میان گذاشت و قرار شد آنها را به کمیته معرفی کند.
وی افزود: ما به آقای کروبی گفتیم که نظر شما در خصوص آزار جنسی این 4 نفر قطعی است یا خیر که وی اظهار داشت: "نظر بنده غیر قطعی است و چنانچه قبلا هم گفته ام باید صحت و سقم آن را بررسی کرد."
به گفته جلالی کروبی تاکید کرده است که این 4 نفر مایل به دادن شهادت در خصوص تعرض به خود هستند ، اما احساس امنیت نمی کنند .
جلالی همچنین خبر داد که دبیرکل حزب اعتماد ملی می گوید خود یکی از این افراد را به قوه قضائیه معرفی کرده است اما ماموران دستگاه قضایی با وی برخورد نامناسب کرده اند .
وی به مهر تصریح کرد: قرار بر این شد که وضعیت این 4 نفر مورد بررسی قرار گیرد به گونه ای که در فضایی که این افراد احساس امنیت می کنند اظهارات خود را برای کمیته ویژه بیان کنند ، چرا که نظام با کسی تعارف ندارد و اگر ماموری در این رابطه مرتکب تخلفی شده است باید با وی برخورد قاطعی شود ، اراده رهبری و نظام در این راستا است و در عین حال اگر این موارد صرفا فضاسازی علیه جمهوری اسلامی بوده بایستی با عوامل آن هم برخورد شود.
به گفته جلالی همچنین کمیته ویژه مجلس بنا دارد با دکتر علی لاریجانی رئیس مجلس ، آیت الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه و برخی مسئولان نظام در این رابطه مذاکراتی انجام دهد.
به گزارش مهر، مهدی کروبی چندی پیش در نامه ای به علی لاریجانی خواستار برگزاری جلسه ای با حضور روسای سه قوه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام شد تا دراین جلسه مستندات خود را درباره تعرض به بازداشت شدگان در زندان ارائه کند.سحام نیوز: نشست امروز جزییات فراوانی داشت که پس از نقل قول ها و روایت های خبری در صورت وجود تناقض با واقعیت ها، تمام جزییات توسط دفتر کروبی منتشر خواهد شد.

شكايت پدر شهيد مصطفي غنيان از روزنامه هاي وطن امروز و ايران (+ عکس + 16)

حاج محمد تقي غنيان پدر شهيد مصطفي غنيان ، با ارسال نامه اي به هيئت نظارت بر مطبوعات از روزنامه هاي وطن امروز و ايران دو تريبون تيم رسانه اي كودتاچيان ، به علت انتصاب اظهارات سراسر دروغ و كذب به وي شكايت كرد و خواستار تعقيب مسئولان اين دو روزنامه شد.
شهيد غنيان دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد رشته معماري دانشگاه تهران كه در شامگاه 26 خرداد ماه در حالي كه روي پشت بام ساختمان 8طبقه در حال سر دادن بانگ « الله اكبر » بود به ضرب گلوله تك تير اندازهاي مستقر در خيابان سعادت اباد به شهادت رسيد
دانشجوي شهيد مصطفي غنيان پس از گذشت چند دقيقه از اصابت يك گلوله كه با هدف سر او شليك شده بود و شقيقه اش را سوراخ كرده بود ، در آغوش پدرش جان داد و به شهادت رسيد.
گفتني است روزنامه هاي وطن امروز و ايران و خبرگزاري دروغگو فارس كه از حاميان رسانه اي كودتاچيان محسوب ميگردند ، پيش از اين با انتنصاب سخنان كذب به پدر شهيد مصطفي غنيان از قول وي مدعي شده بودند كه پدر شهيد غنيان در مراسم ختم فرزند شهيدش در مسجد « كرامت » مشهد مهندس موسوي را مسئول خون فرزندش دانسته است.
اين اظهارات دروغ در حالي منتشر شد كه مراسم ختم شهيد مصطفي غنيان در مسجد « قبا » شهر مشهد برگزار شده بود و پدر شهيد غنيان پس از انتشار اين مطالب كذب، در توضيحاتي به خبرگزاري ايرنا منطقه خراسان و مصاحبه ايي با هفته نامه نخست در مشهد به شدت مطالب منتشر شده در رسانه هاي كودتاچيان را تكذيب كرد. اما با وجود اين تكذيب ها ، رسانه هاي كودتاچيان مطابب كذبي را كه در صفحه اول روزنامه ها و سايت هايشان منتشر كرده بودند ، تصحيح نكردند.
پدر شهید غنیان در مراسم ترحیم فرزند شهیدش در مسجد قبا شهر مشهد اینچنین میگوید: «... فرزندم این لیاقت را داشت که در راه اسلام و قرآن و در راه حفظ استقلال این کشور و در راه آزادی ملت مسلمان و عزیز ایران تنها سرمایه اش را که جانش بود غریبانه نثار کند.»
محمدتقى غنيان در شكايت نامه ارسالي خود به هيئت نظارت بر مطبوعات آورده: « خبر روزنامه وطن‌امروز و ايران مبنى بر شکايت اينجانب از مهندس موسوى جعلى و سراسر دروغ است. »
بهگزارش روزنامه حیات نو كه براي اولين بار اين شكايتنامه را منتشر كرد، در این نامه آمده است: «مصطفى غنيان فرزند جوان اينجانب محمدتقى غنيان در حوادث اخير تهران در بامداد روز 26/3/1388 در روى پشت‌بام طبقه هشتم منزل مسکونى واقع در سعادت‌آباد به ضرب گلوله کشته شده و مجالس ياد بود فرزند بيگناه و مظلومم روزهاى 29 و 30 خرداد 88 در مسجد قباى مشهد برگزار شده است.اينجانب در سخنان خود در مجالس ياد شده و ساير مجالس در حضور هزاران نفر از مردم شريف مشهد هيچ‌گونه جهت‌گيرى سياسى در مورد عاملين قتل فرزندم يا متهم کردن شخص خاصى نکرده‌ام. ليکن متاسفانه روزنامه وطن‌امروز متعلق به آقاى مهرداد بذرپاش در شماره 173 مورخ 3/4/88 در عنوان بزرگ صفحه اول و دوم از قول اينجانب مهندس ميرحسين موسوى را متهم اول مرگ فرزندم معرفى و تقاضاى مجازات ايشان را چاپ کرده و مطالب کذب ديگرى نيز اضافه نموده است و روزنامه ايران نيز در شماره 4246 مورخ 7/4/88 خلاصه خبر جعلى و سراسر دروغ فوق را در صفحه 3 (ديگه چه خبر؟) چاپ کرده است.اينجانب در مصاحبه مشروح روز 10/4/88 با خبرگزارى جمهورى اسلامى (ايرنا) با کد خبر: 570981 ضمن شرح مصيبت وارده اخبار چاپ شده فوق را تکذيب کرده‌ام از آن هيئت محترم تقاضا دارم: طبق قانون مطبوعات، ضمن دستور تعقيب مسئولان اين روزنامه‌ها از نظر نشر خبر جعلى و دروغ مقرر فرماييد هر دو روزنامه فوق متن اين تکذيب‌نامه را در اولين فرصت و در همان صفحات و با همان تيتر چاپ و به آگاهى عموم برسانند. »

قطعه ای از خاک بهشت در بهشت زهرا

این سطرها را درحالی می نویسم که قلبم پر از اندوه و دستانم در حال نگارش میلرزند؛ با شما هستم مظلومهای عاشق، شما که جرمتان تنها اعتراض به رایی بود که از شما دزدیدند اما خفاشهای خونخوار چنان مظلومانه شما را در خاک و خون کشیدند که کسی نداسنت که سرانجامتان چه شد.
کجایید ای عاشقان سبزی و صلالبت ، به راستی می دانید مادران و فرزندان و همسرانتان در انتظار شما بمانند ، برخیزید تا نشان دهید دجالان زمان با شما چه کرده اند و چه مظلومانه به خاک سپرده شده اید!
و سرانجام بهشت زهرا و قطعه ای بی نام و نشان و ستاره هایی که بی نام و نشان در خاک سرد آن آرمیده اند؛ چرا ؛ خدایا چرا؛ مگر این جوانان چه کرده اند؛ مگر جرمشان چه بود که حتی پیکرهای پاکتانت را از عزیزانتان دریغ می کنند.
آری آنان حتی از جسم های پاک و خونین آلودتان می ترسند ، برخیزید که که روح ملت تشنه فریادهایتان است برخیزید ای شهیدان همیشه بی نام ونشن جنبش سبز، برخیزید این صاحبان قطعه های خاک بهشت .

۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

مادر سهراب اعرابی: گلوله را به کهریزک ترجیح می‌دهم


خانواده سهراب اعرابی يکی از کشته‌شدگان اعتراض‌های اخير روز پنج‌‌شنبه مراسم چهلمين روز خاکسپاری سهراب را در بهشت زهرا برگزار کردند.به گفته مادر سهراب اعرابی، او برای پرهيز از بروز درگیری و هر گونه «مشکلی» برای طرفداران ميرحسين موسوی، مراسم چهلم سهراب را تنها با حضور بستگان و نزديکان برگزار کرد.نحوه کشته شدن سهراب اعرابی جوان ۱۹ ساله هوادار اصلاحات کماکان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. جسد او چند روز پس از کشته شدن به مادرش تحویل شد. برخی گزارش‌ها حاکی از آن بود که او در بازداشت و تحت شکنجه جان سپرده است؛ اما پس از انتشار این خبرها، مسئولین قضایی و امنیتی اعلام کردند که سهراب در جریان اعتراضات مسالمت‌آمیز تهران، و سرکوب نیروهای امنیتی، هدف گلوله قرار گرفته است.پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی، در گفت‌وگو با رادیوفردا از نحوه برگزاری مراسم چهلم فرزندش می‌گوید، و از اینکه دعا می‌کند سهراب با گلوله‌ای در قلبش، و نه در زندان‌هایی همچون کهریزک چشم از جهان فرو پوشیده باشد.
رادیو فردا: خانم فهیمی، از چگونگی برگزاری مراسم چهلم فرزندتان سهراب بگویید. پروین فهیمی: بسم‌الله الرحمن الرحیم. به نام خدا. پنج‌شنبه برنامه چهلم سهراب عزیزم بود که رسانه‌ای نکردم. علتش هم این بود که دوست نداشتم آنجا اتفاقات ناگواری بیافتد. بیشتر بستگان، دوستان و همسایگان را دعوت کرده بودم. اعلامیه‌ای که برای سهراب چاپ کردم شب قبل به در خانه زدم. ولی همینطور زبانی به دوستان و فامیل گفته بودم که چهلم سهراب و دومین سالگرد پدرش مهندس محمدرضا اعرابی است. برنامه را ساعت ۸:۳۰ اجرا کردیم. البته من خودم صبح زود به اتفاق بستگان رفتیم آنجا و مزار سهراب را آماده کردیم. مردم هم آمدند. فامیل و دوستان و آشنایان آمدند. به خوبی هم برگزار شد. دوست دارم مردم بدانند که من اگر چهلم سهراب را رسانه‌ای نکردم فقط علتش این بود که نمی‌خواستم مردم آنجا جمع شوند و اتفاقی برایشان بیافتد.بارها به همه گفته‌ام وقتی قطره خونی از دماغ هر بچه‌ای یا جوانی می‌آید من احساس می‌کنم بچه خودم است. راضی نیستم... البته مردم حق دارند اعتراضات خودشان را بگویند ولی دوست نداشتم که باعثش من باشم که فردا بگویند که این خانم دعوت کرد و گفتش و جمع کرد مردم را آنجا و مردم را به کشتن داد.
پس کسان دیگری نبودند و فقط بستگان... بودند، چرا. یک تعدادی از مردم هم بودند. همینطور شنیده بودند یا اعلامیه دم در را خوانده بودند. آمده بودند. ولی تعداد زیادی نبود که خیلی بخواهد شلوغ شود. ولی خب آمده بودند. یک تعدادی از مادران آمده بودند. مادران داغدار بودند و خانواده‌هایی مثل خانواده زهرا بنی‌یعقوب.
خانم فهیمی به اتفاق ناگوار اشاره کردید پیش از برگزاری مراسم. از طرف مقامات آیا هشداری به شما داده بودند یا تماسی گرفته بودند؟ یا صرفاً حدس خودتان بود؟ نه، اصلاً. من خودم... علتش هم فقط این بود چون چهلمی که سراسری گرفته بودیم، من آنجا شرکت کردم و دیدم که نیروها آنجا زیادند. قبلش هم شنیده بودم که آنجا شلوغ شده بود و زده بودند. به خاطر این گفتم که چهلم خاکسپاری سهراب است...چون چهلم رسمی را که آقای موسوی و آقای کروبی اعلام کرده بودند، کلی بود. یعنی تمام خانواده‌ها بودند. ولی این چهلم را من خودم شخصاً می‌خواستم بگیرم. مسئولیت این چهلم به عهده خودم بود. آن چهلم را که گرفتند تمام نیروی انتظامی ریخته بودند آنجا. مردم را یک مقداری اذیت کرده بودند. به خاطر همین من سعی کردم این دفعه کسی را خبر نکنم.
مأموران حضور نداشتند؟ اگر هم بودند به عنوان لباس شخصی... با لباس شخصی بودند. چون من آنجا حالم خوب نبود که بخواهم دقت بکنم. ولی اینطور که از بستگان شنیدم، بودند. ولی تعداد آنچنانی نبودند. تعدادشان کمتر بود.
یعنی به هرحال درگیری پیش نیامد؟ نه. خوشبختانه پیش نیامد. چون من هم می‌خواستم حتماً مراسم سهراب طوری برگزار بشود که ما نامه سهراب را بخوانیم. نامه‌ای که برای پدرش نوشته بود و من لای دفترش پیدا کرده بودم. [می‌خواستم] یکی از انشاهایش را بخوانم.یعنی لااقل بتوانیم آن کاری را که می‌خواهیم انجام بدهیم، انجام بدهیم و سر مزار پسرم زیارت عاشورا خوانده بشود که به عنوان نمادی از آزادی که در رابطه با امام حسین است، اینها حتماً انجام بشود. بعد خواندم.بعد یک شعری بود که یکی از دوستان خوب ما گفته بود. شعرش خیلی جالب بود. خیلی قشنگ بود. شعر را آنجا خواندند. آخرش هم بچه‌ها سرود «سر اومد زمستون» را خواندند و بعد الله‌اکبر گفتند. مردم هم تکرار کردند. یکی از میان مردم گفت الله‌اکبر. بقیه ادامه دادند. بعد دیگر ما سعی کردیم جمع و جور کنیم بیاییم منزل.
خانم اعرابی، می‌خواستم از شما بپرسم به خاطر اینکه گزارش‌هایی که در مورد درگذشت سهراب به گوش ما رسید، متفاوت بود و هنوز هم خیلی تردیدها وجود دارد. بعضی از گزارش‌ها حاکی از این است که ایشان در خیابان این اتفاق برایشان افتاده و گزارش‌های دیگر حاکی از این است که در زندان. خواستم بدانم که شما تا به حال به نتیجه مشخصی رسیدید؟ پیگیری‌هایتان به جایی رسیده؟ نه. من فقط چون به دادسرای جنایی تهران شکایت کرده‌ام و آنجا دنبال پرونده پسرم هستم و وکیل هم گرفته‌ام. هنوز جوابی نداده‌اند. البته گفته‌اند که تا چند روز دیگر حتماً راجع به آن گزارش پزشکی قانونی، نامه‌ای که به ما دادند در رابطه با نوع اسلحه، فاصله و اینها را جوابشان را به شما می‌دهیم.ما هم منتظریم. من هم آدمی نیستم که بخواهم شایعاتی را که می‌شنوم باور کنم. خود من هم چیزهایی شنیده‌ام. خیلی‌ها گفتند که این بچه را بردند کهریزک. همه‌اش دعا می‌کنم که اینطور نباشد. از خدا می‌خواهم که چنین اتفاقی نیافتاده باشد. چون واقعاً نمی‌توانم و نمی‌خواهم قبول کنم.خدا کند که اگر بچه من کشته شده، همان با یک تیر کشته شده باشد و به دست کسانی که اینطور شکنجه‌ها را می‌دهند و اینطور جلادهایی، بیافتد که بخواهند چنین کارهایی با بچه من بکنند. من برایم اصلاً قابل تحمل نیست. این را جدی می‌گویم. واقعاً نمی‌خواهم، اگر هم چنین چیزی باشد، باور کنم.امیدوارم، از خدا می‌خواهم که چنین چیزی نباشد. ولی ما داریم سعی می‌کنیم از راه قانونی تحقیقاتی... دادسرا خودش به ما جواب بدهد، جوابگو باشد. ما خودمان سعی می‌کنیم از طرق مختلف بالاخره بفهمیم واقعیت چیست.
وکیل گرفتید؟ برای این پرونده وکیل گرفتید؟ بله.
آیا توانسته‌اند از لحاظ قانونی این پرونده را پیش ببرند، مسئولان به سؤال‌هایی که در این پرونده مطرح شده، پاسخ داده‌اند؟ چون من شکایت را خودم کردم، بعد وکیل گرفتم، الان مدت یک هفته ۱۰ روز است که انتخاب شده، از آن به بعد دنبال قضیه هستم، دادسرا گفتند که ما پاسخ نامه شما را به زودی می‌دهیم. آن پاسخ باید برای ما بیاید و جواب آن سؤالاتی که من خودم کردم، که بچه من اگر ۲۵ خرداد شهید شده، چرا بیست و نهم پزشکی قانونی دادند؟این چهار روز کجا بوده؟ اگر زخمی بوده، در چه حالتی بوده، چه وضعیتی داشته؟ جسدش رسیدگی شده، نشده؟ من ضمناً نامه‌های دیگری هم دادم. نامه‌ای به آقای آیت‌الله شاهرودی دادم که رئیس قوه قضائیه بودند که الان عوض شدند. به ایشان نامه دادم.همین چند روز پیش خودم برای مجلس نامه دادم. هم برای آقای لاریجانی دادم. هم به اصل ۹۰ مجلس دادم. هم برای [کمیته] تحقیق و تفحص دادم. یعنی سعی کردم خودم هم دنبال جریان باشم. چون برای من خودم سؤال است. واقعاً این در دست چه نیرویی است؟ چه نیرویی؟ دست انتظامی بوده، پلیس امنیت بوده، دست بسیج بوده؟ دست سپاه بوده؟ دست اطلاعات بوده.هر ارگانی بوده باید برای من پاسخگو باشند. به خاطر اینکه بچه من چه وضعیتی داشته، یا رسیدگی نشده؟ اگر یک تیر خورده بوده، نمی‌توانستند این بچه را زنده نگه دارند؟ اینها باید پاسخگو باشند. تا جواب بگیرم من، نمی‌دانم چقدر طول می‌کشد.

۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه

۱۳۸۸ مرداد ۲۸, چهارشنبه

تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد

این روزها سخن از درد گفتن کار زیاد سختی نیست ، اگر کمی اهل منطق و انسانیت باشی و تحت تاثیر دروغ های بی شرمانه رسانه های دیداری وشنیداری این ملک جفازده قرار نگیری و آزادانه اطلاعات را دریافت کنی از اینکه در این مملکت نفس می کشی در رنج خواهی بود؛ به ویژه زمانی که می بینی جوانان عزیز وطن، خواهران و برادرانت در زندان سفاکان قرن، طعم تلخ تجاوز ، دشنام و کتک را می چشند از خود شرم می کنی که چرا در خانه نشسته ای و ظلم بی حد وحصر مدعیان دروغ ارتباط با امام زمان و اسلام را تحمل می کنی و دندان را بر جگر و وجودت می فشری ، به راستی چرا سهم این ملت و مملکت باید اینچنین باشد، مگر ما صاحبان اولین علوم مملکت داری نیستیم ، مگر کشور ما روزگاری آرزوی هر حکمرانی نبود که به وی اعتنا کند چرا ، چرا باید به چنین روزی بیفتیم که گروهی لامذهب به عنوان صاحبان دین و شریعت خون ملت را بمکند و بعد ادعا کنند که حکومتشان نایب بر حق علی و اولاد اوست .
به راستی تجاوز و ضرب وشتم مردم بیگناه و خون به ناحق ریختن زنان و مردان این سرزمین و نوجوانان 12 ساله سیره رسول و ائمه است.
دوستان اکنون زمان نشستن نیست بلکه باید برخاست و همچنان این آتش همیشه روشن را زنده نگهداشت ، و اکنون ورزشگاه آزادی بهترین مکان برای فریاد کشیدن و احقاق حق است.
دوستان؛ برخی از عزیزان که مانند هر انسان آزاده ای از این فجایع به داد آمده اند نا خواسته و بر اساس اینکه این آقایان را قبلا مجسمه الهی قلمداد می کردند طبیعتا اسلام را زیر سوال بردند اما در واقع امر دوستان این اسلام نیست که ظلم میکند بلکه این مدعیان دروغین هستند که اسلام را بدنام کرده اند و با اعمال نادرست خود اسلام را زیر سوال برده اند .

سوتی دیگردر دادگاه نمایشی ؛ککتل مولوفن سلاح جدید !!!

متهمی که از لندن دستور استفاده از ککتل مولوتف را دریافت نموده بود حتی قادر به درست تلفظ کردن نام این سلاح نیست و آنرا ککتل مولوفن میخواند

پنجشنبه شب،همزمان با نطق تلویزیونی رئیس دولت کودتا، فریاد الله اکبر بر پشت بام‌ها

فردا شب (پنجشنبه) قرار است احمدی‌نژاد به اصطلاح گفت‌وگوی تلویزیونی با مردم داشته باشد. در همین حال گروهی از فعالان اینترنتی نیز از مردم دعوت کرده‌اند که همزمان با این سخنرانی، مردم بر پشت بام‌ها حاضر شوند و شهرها را از فریاد الله اکبر پر کنند.
به گزارش موج سبز آزادی، احمدی نژاد قرار بود امشب (چهارشنبه 28 مرداد) به تلویزیون بیاید، اما وجود گزارش‌هایی مبنی بر احتمال قطع کلی برق به علت شوک ناگهانی ناشی از اضافه بار شبکه توزیع برق، باعث تعویق این گفت‌وگوی زنده شد. این تعویق، دقایقی پیش به طور رسمی اعلام شد و بر اساس آن، حضور احمدی نژاد در تلویزیون به فردا پنجشنبه بعد از بخش خبری ساعت 21 شبکه اول سیما موکول شد.
بر اساس این گزارش، گروهی از فعالان جنبش سبز از هفته‌های قبل به طور گسترده برای قطع برق در ساعت 21 امشب (چهارشنبه) برنامه‌ریزی کرده‌اند. اما علاوه بر این برنامه، با توجه به اینکه اطلاع‌رسانی برای تکرار این کار در شب بعد ممکن نیست، فعالان سبز تصمیم گرفته‌اند همزمان با سخنرانی زنده احمدی‌نژاد به پشت بام‌ها بیایند و آسمان تهران و دیگر شهرها را از فریاد الله اکبر پر کنند.

۱۳۸۸ مرداد ۱۹, دوشنبه

دکتر شریعتی :' آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند



دكتر شريعني:
از «تن» تو هر چقدر هم که قوی باشد،ترسی ندارند.
از گاو که گنده‌ تر نيست، گاو را میدوشند!
از خر که قوی‌تر نیست، بارش می‌کنند!
از اسب که دونده‌ تر نيست، سوارش می‌شوند!،
اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند

۱۳۸۸ مرداد ۱۸, یکشنبه

دو هفته در بازداشت لمپن‌ها

دو هفته در بازداشت لمپن‌ها
موج سبز آزادی : آنچه می‌خوانید، خاطرات تلخ و تکان‌دهنده‌ی یکی از بازداشت شدگان است که حتی نمی‌داند محل بازداشت او کهریزک بوده یا یکی دیگر از همین بازداشتگاه‌های غیر استاندارد! در این متن، که حاوی توهین‌ها و فحش‌های رکیک ماموران دولت جمهوری اسلامی است، سعی شده ادب مقام با سه نقطه حفظ شود و فضای سایت با نقل توهین‌های شرم‌آور بازجویان و شکنجه‌گران آلوده نشود.

ماشین جلوم پیچید و دو نفر پریدند بیرون و مرا بلند کردند و چپاندند توی ماشین. سرم خورد به در ماشین . گفتم آخ . گفت خفه بچه ک...! پشت بندش هم پشت گردنم را گرفت و کوبوند پایین پشت صندلی و همین جور نگه داشت. از فحشی که دادند خوشحال شدم و خیال کردم قصد اخاذی دارند و پول هایم را که در جای خلوتی بگیرند ولم می کنند، اما یک چشم‌بند سیاه دادن دستم تا ببندم به چشم هایم و آرزوی این که گیر زورگیر افتاده باشم بر باد رفت . این چشم بند رفیق شفیق من شد به مدت دو هفته و جز در سلول تنگ و تاریکم نگذاشتند که از چشم بازش کنم.

زیر فشار دست سنگین برادری که زحمت می‌کشید و گردنم را نگاه می‌داشت، کمرم داشت می‌شکست، اما از ترس فحش و ناسزا آخ نمی‌گفتم. فقط یک بار دیگر پرسیدم: منو کجا می‌برید ؟ گفت: می‌بریم تو ...ت بذاریم ! تو حرف اون نقطه چین نداشت. جیک نزدم. گفت: چیه، نکنه خوشت اومد؟ جیک نزدم. گفت: بیخود خوشت نیاد، این دفعه با همه دفعه‌هایی که تو ...ت گذاشتن فرق می‌کنه. با .....کلفت‌ها طرف شدی. تو این فکر بودم که یعنی واقعا اینها نیروهای نظام جمهوری اسلامی‌اند که وااخلاقای آن گوش فلک را پر کرده و از مدرسه ابتدایی تو گوش ما خوندن؟

واقعا نیروهای نظام جمهوری اسلامی بودند ، اما هر چه کردم که بدونم چه نیرویی‌اند، نفهمیدم. ماشین یک کم که راه رفت، مسیرها رو که با حس‌هایم دنبال می‌کردم، گم کردم. دیگه نمی‌فهمیدم چه سمتی می‌رویم. احساس کردم که از یک پل طولانی دور زدیم. فکر کردم آنجا را می‌شناختم. خدا رو شکر کردم که کهریزک نمی‌برندم. حکایت اونجا را قبل از دستگیری شنیده بودم. اون جوری که من حدس می‌زدم، از طرف پیروزی گذشتیم و بعد از یک مدتی معلوم شد که توی محوطه‌ای وارد شدیم که صدای ماشین قطع شد. ماشین وایستاد. هلم دادند بیرون، خوردم به چیزی و ولو شدم روی زمین. یارو گفت بچه ..نی، کوری مگه؟ درخت رو نمی‌بینی؟ جیک نزدم، بلند شدم. دستم را گرفت و داد زد: راه بیافت. راه افتادم و دوباره خوردم به چیزی و افتادم، اما این بار آروم تر، چون محافظه‌کارانه‌تر قدم بر می‌داشتم.

توی راه چند باری به این طرف و اون طرف کوبونده شدم و یک بارش به یک بشکه خالی بود. از صدایش فهمیدم و هر بار فحش و ناسزا به خودم و خانواده‌ام که من فقط فحش‌های به خودم را می‌نویسم. دری باز شد و هلم دادند توی آن و بعد داد زد: نیم ساعتی پذیرایی بکنین ازش تا من بیام. هنوز جمله‌اش تمام نشده بود که احساس کردم کمرم شکست و هنوز از درد کمر خلاص نشده بودم که پشتم تیر کشید و بعد دستی لای موهایم رفت و سرم به دیوار کوبانده شد و بعد ضربه چپ و راست و عقب و جلو آن‌قدر زیاد بود که چیزی نمی‌فهمیدم. تا اینجا ترس عجیبی داشتم و وسط کتک خوردن دیدم یواش یواش ترس جایش را به نفرت و یک جور شجاعت می‌دهد. دیگر دردم نمی‌آمد. شاید بی‌حس شده بودم، شاید قوی شده بودم. اون لحظه نمی‌دونستم.

نمی‌دانم چقدر طول کشید، چون آدم زمان هم از دستش می‌رود. یک جورهایی زمان و مکان همدیگر را تکمیل می‌کنند. مکان را که گم کنی، زمان هم از دستت می‌رود، و من نمی‌دانستم چقدر اونجا موندم . بعد انداختندم توی یک اتاق. وقتی می‌گم انداختندم، واقعا انداختندم . یعنی بلندم کردند و انداختند توی یک اتاق. در حال زدن هم مرتب تهدیدم می‌کردند که: تازه بعدش که چند نفری میایم ترتیبت رو بدیم، می‌فهمی که انقلاب مخملی کردن یعنی چی.

وقتی انداختندم توی اون اتاق، دیگه باور کرده بودم که برای اون کار زشت انداختنم اونجا و داشتم نقشه‌ای توی ذهنم می‌کشیدم که خودم رو بکشم و نذارم این کار رو با من بکنند. چند دقیقه‌ای هیچ خبری نشد. صدایی نمی‌آمد. احساس می‌کردم که کسی دارد لباس در می‌آورد. شاید هم خیالات بود. زیاد نگذشت که یک نفر اومد. نقشه ام را کشیده بودم، اما او کاری نداشت. بلندم کرد و روی یک صندلی نشاند و با چشم بسته شروع کرد به سوال کردن: اسم، نام پدر ... فحش نمی‌داد. کارش زود تمام شد و دوباره چند نفری اومدن سراغم. گرفتند پرتم کردند یک اتاق دیگه و گفتند: این اتاق تجاوزه، بمون تا برگردیم. موندم اما برنگشتند. هر لحظه سالی بود. یادم رفت بگویم دستهایم از پشت بسته بود.

یکی آمد تو. از صدای در فهمیدم. دستم را گرفت و گفت بدو. دویدم و ناگهان خوردم به دیوار و ولو شدم روی زمین. درد توی بدنم پیچید. تازه فهمیدم که آش و لاش شدم و همه جایم درد می‌کند. گفت: بچه ..نی، مگه دیوار رو نمی‌بینی، کوری؟ دوباره گفت: بدو. با احتیاط دویدم. هلم داد و باز خوردم به دیوار. بلندم کرد و برد. از این جزییات بگذریم که لحظه لحظه‌اش شکنجه بود. بردندم بیرون. دری باز شد و گفت: خوش آمدی بچه ..نی، این اتاق توئه! مبارکت باشه. میام جنازه‌ات رو می‌برم، و رفت . اتاق من فضا برای خوابیدن و نشستن نداشت، فقط می‌توانستم بایستم. به خودم دلداری دادم که این برای چند ساعته. هنوز نمی‌دانستم از من چه می‌خواهند. از همه بدتر در لحظه ورود بوی بدی بود که می‌آمد. سر در نیاوردم چه بوییه، ولی کم کم عادت کردم و مدتی گذشت و کسی نیامد. به صورت ایستاده ولو شده بودم .نمی‌دانم چقدر گذشت. فکرهای عجیب و غریب. دلهره و اضطراب که برای چه اینجایم و چه می‌خواهند از من. شک نداشتم که می‌خواهند به چیزی اعتراف کنم، اما نمی‌دونستم چیه. درد هم اضافه شده بود. آرزو می‌کردم تو همون اتاقی بودم که کتکم می‌زدند. کم کم فشار می‌آمد و انتظار آمدن کسی و تغییر دادن وضعیتم آزارم می‌داد. رفته رفته گرسنگی و تشنگی هم اضافه می‌شد. نمی‌دانم چقدر طول کشید، اما کم کم چشمهایم سنگین شد و خوابم برد، اما چه خوابی. درد و گرسنگی و تشنگی و زخم‌هایی که تازه پیدایشان می‌کردم، به اضافه فکرهای آزار دهنده. تقریبا خیالم راحت شد که قصد تجاوز ندارند. چون با خودم فکر کردم که اگر چنین قصدی داشتند که اول به این روزم نمی‌انداختند. نمی‌دانم چقدر اون تو بودم که در باز شد و بیرون بردندم. ( جزییات چه جوری بیرون بردنم هم تکراری است و هم طولانی می‌شود.)

اولین بازجوییم شروع شد. بازجو محترمانه سوال می‌کرد. بیشتر دنبال این بود که بداند واقعا در ستاد موسوی که من هم گاه گاه به آن سر می‌زدم، چه خبر بود. من هم هرچه می‌دانستم، گفتم. آخر خبر خاصی نبود. یک عده جوان می‌آمدند و عکس و پوستر می‌گرفتند و می‌بردند. دنبال این بود که بداند چگونه و از طریق چه کسی می‌فهمیدیم که در برنامه‌ها شرکت کنیم. این را هم گفتم. چیز خاصی نبود. گفت: بعد از انتخابات، راهپیمایی‌ها را چطور می‌فهمیدی؟ گفتم: نبودم. با لحن مهربانی گفت: غلط کردی گفتی. سوال را دوباره تکرار کرد و از همین‌جا اون روی سگش به قول خودش ظاهر شد. چیزهایی سر هم کردم و گفتم. دنبال این بود که اسم کسی را وسط بیاورم. اسم‌هایی را می‌گفت که درباره اونا حرف بزنم: تاج زاده، رمضان زاده، امین زاده، طباطبایی و ... گفتم: من فقط تاجزاده رو می‌شناسم، و گفت: هر چی از این ... (به مادرش فحش داد) می‌دونی بگو . او که تا اون لحظه فحش نداده بود، از اون لحظه زبانش به فحش باز شد و من هرچی می‌دونستم، گفتم. چیز بدی که نبود، اما اون راضی نمی‌شد.

یکی دیگر را صدا زد. یک دفعه بوی بنزین شنیدم و سرتاپایم خیس شد. گفت: ببرید آتشش بزنید. می‌دانستم بلوف است، اما می‌ترسیدم. بردند زیر نور داغ آفتاب. از زمان ورودم به اینجا آفتاب را حس نکرده بودم. گرما کشنده بود. احساس می‌کردم آب جوش روی بدنم می‌ریزند. یکی دو ساعت زیر آفتاب بودم. بنزین ها بخار می‌شد و می‌ترسیدم که زیر نور آفتاب آتش بگیرم از بس که می‌سوختم. از حال رفتم. افتادم. نمی‌دانم چقدر بعد دوباره در اتاق بازجویی بودم. گفت: حالت سر جا آمد؟ دوباره مهربان شده بود. گرسنه و تشنه بودم. حال نداشتم حرف بزنم. صدایش را نمی‌شنیدم. دیگر نفهمیدم چی شده. وقتی به هوش آمدم که دوباره توی همان سلول تنگ بودم و تمام بدنم درد می‌کرد.

دفعه بعد که بازجویی رفتم، باز هم حال نداشتم. گفت: خیلی خوش شانسی که گیر من افتادی. با من کنار بیا که نیفتی دست این ...کلفت‌ها، اینجا تو ...ت بذارند. حرفهایش را بریده بریده می‌شنیدم و دیگر نفهمیدم چی شد. آب را روی صورتم حس کردم و بعد آب دادند و بعد یک چیزی شیرین که نفهمیدم چی بود. بازجو گفت: الان سه روزه اینجایی. یعنی من سه روز بود چیزی نخورده بودم؟ اولین چیزی بود که خوردم و نفهمیدم چی بود، کم کم رمق به تنم برگشت. گفت: حالا می‌خوام یک سوال خصوصی بپرسم، آخرین باری که ترتیب یک دختر رو دادی، کی بود؟ چیزی نگفتم. گفت: خجالت نکش، اینجا تویی و منم. من مثل این آشغالا دنبال تو ... گذاشتن نیستم. جیک نزدم. خندید و گفت: بابا تو دیگه چه مردی هستی! بعد گفت: پس بذار من بگم. من همین چند روز پیش بود. من عاشق فنچ ها هستم، هرچه کم سن و سال‌تر، بهتر. بعد با جزییات ماجرایی رو تعریف کرد که آشکارا می‌دانستم دروغ می‌گوید. از رابطه اش با دختری 10 ساله می‌گفت. بعد یک دفعه پرسید: راستی دختر تو چند سالش بود؟ 11 سال؟ تنم داغ شد. نفرت تمام وجودم را گرفت.

این ماجرا تمام شدنی نبود . در هر جلسه بازجویی اگر این بود، درباره دختر 11 ساله حرف می‌زد و اگر آن یکی، درباره تجاوز به خودم. یک بار زیر فشار بازجویی‌ها گفتم: ای خدا! جوابش مشتی بود توی دهنم که یکی از دندان‌هایم شکست. گفت: تو نجسی، حق نداری نام خدا رو بر زبان بیاوری. دوباره گفتم و دوباره مشتش آمد و آن‌قدر تکرار کردم که از حال رفتم. به هوش که آمدم، یکی دیگر سوال را شروع کرد. این بار سوال‌ها درباره این بود که با خارجی‌ها چه ارتباطی داری؟ چرا از خارج به تو تلفن می‌زنند؟ فلانی که با تو دوست بود و توی رادیو فرداست، الان چه اطلاعاتی بهش می‌دی ؟ من روحم از این ماجرا خبردار نبود. گفتم خاله‌ام خارجه و تماس داریم، اما از دوستم خبر ندارم. گفت: خر خودتی، تو بی‌بی‌سی هم از رفیقات خبر داریم. اسم نمی‌داد. آن‌قدر زدند که قبول کردم که به این دوستهایی که اسمشان را هم بلد نبودم، اطلاعات می‌دهم.

یک جا که خیلی سوال پیچ کرد و گفتم: یا زهرا، بازجو دهانش را باز کرد و هر چه توهین که شایسته خودش بود، به حضرت زهرا کرد. اون جا بود که تسلیم شدم بنویسم و اعتراف کنم و هرچه خواستند، نوشتم . با این همه راضی نمی‌شدند. بردندم توی اتاق، لختم کردند و گفتند: الان برای تجاوز بر می‌گردیم. او می‌گفت: هر کاری برای تنبیه شما عبادته. می‌گفت: تجاوز به شما ثواب داره. من حدیث و آیه خواندم و او گفت: مجوز شرعی‌اش را هم از آقا و هم از دیگر مراجع گرفته‌ایم. ما برای تنبیه شما این کار را می‌کنیم . صدای در می‌آمد .صدای لباس عوض کردن. صدای آخ و اوخ جنسی. داشتم دیوانه می‌شدم که بوی بنزین پیچید و دوباره خیس بنزین شدم و این بار لخت و عور فرستادندم زیر آفتاب.

نمی‌دانم چند روز گذشته بود. فکر کنم پنج روزی می‌شد که سوار ماشینم کردند و بردند جای دیگری که بهشت بود در مقایسه با آنجا. توی سلولم جای نشستن و دراز کشیدن داشت، اما من نه می‌توانستم به راحتی دراز بکشم و نه به راحتی بنشینم. بازجویی ادامه داشت و بازجو گاهی عصبانی می‌شد و مشت و لگد و سر به دیوار کوبیدنی همراه بازجویی بود، اما قابل تحمل بود. غذا مرتب بود، اگرچه غذایش به درد سگ هم نمی‌خورد، اما بالاخره غذا بود.

شب آخر نمی‌دانستم شب آخر است. اول اجازه دادند بروم دوش بگیرم. آورده بودند بیرون از سلول. گفتند لباسهایت را در بیاور. درآوردم. فقط یک شورت پایم بود. نه کفش، نه لباس. بوی بنزین را شنیدم، اما بنزین نریختند رویم. سوار ماشینم کردند و بردند. توی راه یارو گفت: حالا دیگه تو دل برو شدی. الان می‌چسبه تو ...ت بذارم. آوردیمت اینجا که زخمهات خوب بشه. رفقا اشتباه کردن اول زدنت. من دوست ندارم با بچه خوشگلای زخم و زیلی حال کنم. بعضی زخم و زیلی‌اش رو بیشتر دوست دارند. کسی باهات حال نکرد وقتی زخم و زیلی بودی؟

حرف نمی‌زدم. چه حرفی؟ تعجب می‌کردم که چه جوری می‌شود این همه آدم لمپن بد دهن را یک جا جمع کرد. دوباره از روی پل پیروزی احساس کردم گذشتیم. ترس توی دلم ریخت. یعنی داشتیم دوباره بر می‌گشتیم همان‌جا؟ با چشم‌بند و در حالی که فقط یک شورت تنم بود، دستم را باز کردند و پیاده‌ام کردند و رفتند. ماشینی از کنارم رد شد و صدای خنده بلند شد . چشم‌بندم را باز کردم. اول خیابان پیروزی بودم. شب بود. نمی‌دانم چه ساعتی، ولی مطمئنم از دو گذشته بود. لخت بودم و بی‌پول و بی‌کفش و اوراق. چه کسی حاضر می‌شد مرا به خانه‌ام در غرب تهران برساند؟ آیا در خانه کسی منتظرم بود؟ پیکانی جلویم نگه داشت. فکر می‌کرد دیوانه‌ام. شکسته بسته چیزهایی گفتم. سوارم کرد. دمش گرم. لباس داد. پول داد و از حال روزم پرسید و همراهم تا یکی دو ساعت گریه کرد. آن شب مهمان خانه او شدم، در جنوب تهران. حمام کردم، تر و تمیز شدم. او در انتخابات با اعتقاد به احمدی نژاد رای داده بود و آقای خامنه‌ای را می‌پرستید، اما بعد از انتخابات با شنیدن همین جور ماجراها برگشته بود و من اولین کسی بودم که برای او راوی مستقیم بودم. او روایتهای قبلی را با واسطه شنیده بود و روایت ترانه موسوی را او برایم گفت و گفت که ظلم برقرار نمی‌ماند. او حالا یکی از بهترین دوستان من است.